دوهفته نامه باختر زمین

دوهفته نامه باختر زمین

سیاسی،اجتماعی،فرهنگی،اقتصادی وورزشی
دوهفته نامه باختر زمین

دوهفته نامه باختر زمین

سیاسی،اجتماعی،فرهنگی،اقتصادی وورزشی

چند خبر


حزب حاکم ترکیه  روند صلح با کردها را مشروط کرد
سخنگوی حزب «عدالت و توسعه» ترکیه گفت چنانچه شبه‌نظامیان حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک) خلع سلاح شوند، روند صلح با این گروه ممنوعه می‌تواند ادامه یابد. به نوشته روزنامه تودیززمان، «بشیر آتالای»، سخنگوی حزب عدالت و توسعه، گفت: روند آشتی ترکیه با شبه‌نظامیان حزب کارگران کردستان فقط در شرایطی می‌تواند ادامه یابد که این «عناصر تروریست» سلاح خود را زمین بگذارند و کشور را ترک کنند. از سوی دیگر، اسکای‌نیوز نیز گزارش داد مقامات آنکارا رسما توافق‌نامه‌ای را که به واشنگتن اجازه استفاده از پایگاه هوایی اینجرلیک را می‌دهد، امضا کردند. براساس این توافق، آمریکا می‌تواند از پایگاه هوایی اینجرلیک استفاده کند. همچنین دفتر نخست‌وزیری عراق تأکید کرد این کشور خواهان حل مشکل آنکارا و حزب کارگران کردستان ترکیه از طریق مذاکرات و کانال‌های دیپلماتیک بوده و حاضر است در این زمینه میانجیگری کند. «سعد الحدیثی»، سخنگوی دفتر نخست‌وزیری عراق، اعلام کرد: عراق خواهان حل مشکل ترکیه و حزب کارگران کردستان این کشور (پ‌ک‌ک) از طریق مذاکرات و کانال‌های ارتباطی دیپلماتیک است تا بتوان به تفاهم برای حل‌وفصل مشکلات و تلاش مشترک برای مقابله با تروریسم رسید. بیشتر حملات جنگنده‌های ترکیه علیه پ‌ک‌ک، مواضع این گروه در کوهستان‌های واقع در شمال عراق را هدف قرار می‌دهند که خاک عراق و جزء قلمرو اقلیم کردستان محسوب می‌شود. در همین حال، جنگنده‌های ترکیه بار دیگر با ورود به حریم هوایی عراق پایگاه‌های پ‌ک‌ک را در کوهستان‌های اقلیم کردستان عراق بمباران کردند. ارتش ترکیه اعلام کرده است هدف از این حملات نجات یکی از پایگاه‌های ژاندارمری ترکیه بوده که در معرض تیراندازی نیروهای پ‌ک‌ک در کوه‌های واقع در میان ترکیه و عراق قرار گرفته‌ بود.

پیشنهاد برکناری «جان بوئنر» از ریاست مجلس نمایندگان آمریکا
یک نماینده محافظه‌کار مجلس نمایندگان آمریکا پیشنهاد داد رئیس ‌جمهوری‌خواه این مجلس از این سمت برکنار شود. به گزارش خبرگزاری رویترز، «مارک میدوز»، نماینده محافظه‌کار مجلس نمایندگان آمریکا، با طرح پیشنهادی در این مجلس ضمن گلایه از آنچه وی «فرهنگ مجازات» مخالفان جان بوئنر، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا در این مجلس، خواند، پیشنهاد کرد بوئنر از این جایگاه برکنار شود. با این حال، بعید است این پیشنهاد وی تصویب شده یا حتی به رأی گذاشته شود اما نشان‌دهنده اختلافات درون حزب جمهوری‌خواه پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ٢٠١٦ است.

کشته‌شدن سرکرده گروه تروریستی «لشکر جنگوی» پاکستان
سرکرده گروه تروریستی ممنوعه «لشکر جنگوی» توسط نیروهای پلیس پاکستان کشته شد. به گزارش خبرگزاری رویترز، پلیس پاکستان اعلام کرد نیروهای پلیس سرکرده این گروه جدایی‌طلب را  چهارشنبه درحالی‌که تلاش می‌کرد به هنگام انتقال به زندانی دیگر فرار کند، کشتند. «مالک اسحاق» در فهرست تروریست‌های جهانی آمریکا قرار داشت و گروه تأسیس‌شده توسط او تاکنون مسئول کشتار صدها نفر از غیرنظامیان بوده که بیشتر این افراد از اقلیت‌ شیعه پاکستان بوده‌اند. دو مقام ارشد پلیس پاکستان در گفت‌وگو با رویترز اعلام کردند به هنگام انتقال مالک اسحاق به همراه دو پسرش به بازداشتگاه، یک گروه مسلح برای آزادی آنها حمله کردند. مسئولان پلیس اعلام کردند مالک اسحاق و دو پسرش در پی شلیک پلیس کشته شدند.

«جاناتان پولارد» نوامبر آزاد می‌شود
وزیر دادگستری اسرائیل اعلام کرد «جاناتان پولارد» قرار است ٢٠ نوامبر سال جاری میلادی پس از ٣٠ سال حبس آزاد شود. به گزارش خبرگزاری شینهوا، «آیلت شیکد»، وزیر دادگستری اسرائیل، در صفحه توییتر خود نوشت کمیسیون آزادی مشروط آمریکا تصمیم گرفته تا جاناتان پولارد آمریکایی را که برای اسرائیل جاسوسی می‌کرد، آزاد کند. وکیل پولارد نیز در بیانیه‌ای تأکید کرد: موکلش ٢٠ یا ٢١ نوامبر سال جاری میلادی آزاد خواهد شد و براساس شرایط آزادی مشروطش او حق ندارد به مدت پنج سال از آمریکا خارج شود. آن پولارد، همسر سابق این جاسوس این تصمیم را یک «معجزه» خواند.

روسیه میزبان نشست ضد داعش
رهبران سرویس‌های اطلاعاتی، امنیتی و مقامات مجری قانون از ٦٤ کشور جهان در «یاروسلاول» روسیه دیدار و درباره تهدیدهای سازمان‌های تروریستی بین‌المللی نیز مذاکره خواهند کرد. به گزارش خبرگزاری ایتارتاس، این نشست با نظارت سرویس امنیتی روسیه سازماندهی شده است. معاونت مطبوعاتی سرویس امنیتی روسیه گفت این چهاردهمین نوع از این نشست‌ها خواهد بود و با هدف بهبود سیستم جهانی مبارزه با تروریسم صورت خواهد گرفت و سازمان‌ملل نیز براساس رویکردها و اصول قوانین بین‌المللی، هماهنگ‌کننده آن خواهد بود.

گزینه‌هایی برای رهبری طالبان

گزینه‌هایی برای رهبری طالبان

ملااختر محمدمنصور، وزیر سابق راه و حمل‌ونقل دولت طالبان در سال ١٩٦٠ میلادی در ولایت قندهار به دنیا آمد. او از قبیله اسحق زی پشتون است. او در سال ٢٠٠٦ به افغانستان بازگشت و عضو شورای رهبری طالبان شد. او فرماندار در سایه قندهار بود و بر اساس گزارش‌ها دستی در قاچاق موادمخدر داشت. ملااختر محمد به طور مستقیم در برنامه‌ریزی حملات علیه مراکز ولسوالی‌ها و هماهنگی بمب‌گذاران انتحاری که به مرگ‌ومیر افغان‌های بی‌گناه منجر شد، نقش داشت. در سال ٢٠١٠  و پس از بازداشت ملابرادر در کراچی، ملاعمر رهبر طالبان، ملااختر محمد را به عنوان جانشین ملابرادر معرفی کرد. او به زبان‌های عربی، دری، پشتو و اردو مسلط است. او را یکی از رهبران میانه‌رو طالبان می‌دانند که نقش مهمی در پیشبرد مذاکرات صلح این گروه و دولت افغانستان داشته است. اگرچه بسیاری از منابع او را جانشین احتمالی ملاعمر معرفی کرده‌اند اما برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که  به دلیل انتشار خبر کشته‌شدن ملاعمر توسط ملااختر و گل‌آقا، جایگاه او در میان طالبان خدشه‌دار شده است.
ملابرادرآخوند نیز یکی دیگر از جانشین‌های احتمالی ملاعمر است. او در سال ۱۹۶۸ در ولسوالی دهراوود ولایت ارزگان در جنوب افغانستان متولد شد. او در مدارس دینی درس خوانده و گفته می‌شود  با قبیله پوپلزایی از قبایل قندهار (جایی که حامد کرزی رئیس‌جمهوری افغانستان متولد شده) نسبت دارد. ملابرادر یکی از چهار نفری است که در سال ۱۹۹۴ گروه طالبان را به رهبری ملاعمر تأسیس کردند. ملابرادر از فرماندهان مورد اعتماد رهبر گروه طالبان شناخته می‌شد که در سال ۲۰۱۰، در شهر کراچی در جنوب پاکستان بازداشت و روانه زندان شد. ملاعمر در زمان حیاتش، ملابرادر و ملاعبیدالله را به عنوان معاون خود انتخاب کرد. بر اساس برخی گزارش‌ها، او در سال ٢٠١٣ به همراه چند نفر از رهبران طالبان از زندان آزاد شد. با این همه برخی دیگر از گزارش‌ها حاکی از آن است که او هنوز هم در یک منزل امن در شهر کراچی نگهداری می‌شود. می‌گویند او رابطه نزدیکی با طیب آقا، رهبر سیاسی طالبان در قطر دارد.
ملامحمد یعقوب، پسر بزرگ ملاعمر هم یکی از گزینه‌های روی میز طالبان است.  او که ٢٦ ساله است، به‌تازگی از مدرسه دینی کراچی فارغ‌التحصیل شده است. با این حال برخی رهبران طالبان بر این باورند که ملایعقوب کم‌سن‌وسال است و ممکن است هنوز برای رهبری طالبان مناسب نباشد. یکی از رهبران طالبان هم گفته ملاعمر هیچ‌گاه تمایل نداشته که یکی از اعضای خانواده‌اش جانشین او شوند.

تأیید خبر مرگ ملا محمد عمر، رهبر طالبان از سوی دولت پاکستان

تأیید خبر مرگ ملا محمد عمر، رهبر طالبان از سوی دولت پاکستان
مرگ از نو

بنیادگرایان طالبان در افغانستان اکنون سال‌هاست که در هر بزنگاهی، تمامی سرمایه سیاسی خود را تنها در یک سبد ریخته‌اند. فرقی نمی‌کند اگر سربازان آمریکایی راه خروج از افغانستان را درپیش گیرند، انتخابات ریاست‌جمهوری کشور را در بن‌بستی چندین ماهه فرو برد یا خلیفه خودخوانده و مرئی داعش، شبه‌نظامیان طالبان را جذب خود سازد؛ ساختار رهبری طالبان تنها بر یک نکته تأکید دارد: ملا محمد عمر، رهبر امارت اسلامی افغانستان که از سوی وفادارانش با لقب امیرالمومنین یاد می‌شود، همچنان زنده است و بر تمامی فعالیت‌های جهادی طالبان نظارت دقیق دارد. اما شبح نامرئی ملاعمر و گمانه‌زنی‌های گاه‌وبیگاه پیرامون مرگ او حتی حوصله پیروان او را نیز سر برده است؛ چنان‌که یک‌هفته‌ای است باوجود چشم‌انداز برقراری صلح با دولت وحدت ملی افغانستان، شاخه‌ای انشعابی از طالبان پیش‌قدم اعلام خبر مرگ رهبر این گروه بنیادگرا شده است. جنبش اسلامی محاذ فدایی افغانستان که مخالف سرسخت مذاکرات صلح با کابل است، درحالی هفته گذشته از کشته‌شدن ملاعمر در نزدیک به دو سال پیش خبر داده بود که گزارش‌ها حکایت از آن دارند مقامات پاکستانی نیز، که در مذاکرات صلح نقش میانجی را بر عهده دارند، خبر مرگ رهبر طالبان را به اطلاع مقامات دولتی افغانستان رسانده‌اند. دولت پاکستان در شرایطی مدعی شده است که ملاعمر قریب به دو سال پیش بر اثر بیماری سل درگذشته است که یکی از وزرای سابق امارت اسلامی افغانستان نیز، که امروزه نقشی مهم در شورای رهبری این گروه دارد، ادعای مقامات پاکستانی را تأیید کرده است. او که به‌شرط عدم‌افشای نام خود با یک خبرگزاری پاکستانی گفت‌وگو کرده، اعلام داشته جسد ملاعمر پس از شناسایی توسط پسرش، دوسال‌و چهار ماه پیش در خاک افغانستان و در نزدیکی مرز پاکستان دفن شده است. این درحالی است که ظفر هاشمی، معاون سخنگوی دولت، ضمن تأیید دریافت گزارش‌هایی مبنی‌بر مرگ ملا محمدعمر، اظهار کرده گزارش‌های دریافتی اعتباری نداشته و دولت کمیته‌ای حقیقت‌یاب برای بررسی صحت این ادعاها تشکیل داده است. با تمام این اوصاف و در شرایطی که مرگ ملاعمر و چگونگی آن، هم‌چون همیشه محل تردیدهای فراوانی است، به نظر می‌رسد خلأ قدرت احتمالی در ساختار رهبری دوپاره طالبان، قادر خواهد بود به‌راحتی آینده مذاکرات صلح با دولت وحدت ملی را در هاله‌ای از ابهام فرو برد. اگر بیانیه دو هفته پیش ملاعمر مبنی‌بر حمایت همه‌جانبه او از حق مشروع طالبان در بهره‌گیری از تمامی مسیرهای قانونی برای برقراری صلح، فارغ از صحت و سقم آن، به فضای مذاکرات صلح، که اولین دور آن در ابتدای ماه جاری میلادی برگزار شده بود، رنگی از امید بخشید، اکنون خبر مرگ احتمالی او طرفین را از میز مذاکرات به پشت درهای بسته بازگردانده است. کابینه وحدت ملی درحالی در هفته گذشته جلساتی با محوریت بررسی تبعات مرگ ملاعمر تشکیل داده است که گفته می‌شود شورای رهبری طالبان روز گذشته به‌منظور انتخاب رهبر آتی این گروه گردهم آمده است. رهبران طالبان در حالی سرِ آن دارند تا پیش از برگزاری دور بعدی مذاکرات صلح در پاکستان و تا پایان ماه جاری میلادی، جانشین رهبری را معرفی کنند که برای نزدیک به ٢٠ سال، هدایت این گروه را برعهده داشته است و زمزمه کشته‌شدن او از دو سال پیش به این سو، طالبان را به سه شاخه مجزا تقسیم کرده است؛ چنان‌که امروز بدون‌شک قدرت چانه‌زنی رهبران موافق، مخالف و بی‌طرف طالبان نسبت به مذاکرات صلح با کابل، نقش بسزایی در تعیین جانشین رهبر شوخ طالبان خواهد داشت. در این میان، گمان می‌رود گزینه‌های رهبری آتی طالبان از سه مورد تجاوز نکند: ملابرادر آخوند، معاون پیشین ملاعمر که هنوز آزادی او از زندان پاکستان محل تردید است؛ ملا اختر منصور که به‌گفته سخنگوی شاخه مخالفان صلح، مسئول قتل ملاعمر بوده است؛ و ملایعقوب، فرزند ارشد ملاعمر که سن اندکش مانع بزرگی بر سر راه انتخاب او به‌شمار می‌آید.

مروری بر زندگی ملاعمر

مروری بر زندگی ملاعمر

ملامحمد عمر، فرزند مولوی غلام نبی، در سال ۱۹۶۰ میلادی در قریه «چاهِ همت» در شهرستان خاکریز ولایت قندهار دیده به جهان گشود.
ملاعمر در هشت‌سالگی برای فراگیری علوم دینی به مدرسه ابتدایی شهر «کهنه» شهرستان دهراود ولایت ارزگان رفت و دوره ابتدایی و متوسطه تعلیمات دینی را در همین مدرسه با موفقیت به اتمام رساند. اما مرحله تحصیل تعلیمات عالی دینی به‌دلیل شروع حاکمیت رژیم کمونیستی در سال ۱۹۷۸میلادی نیمه‌تمام ماند و ملاعمر به‌ سوی جبهه‌های جهاد حرکت کرد.
او مبارزات خود را از پایه‌گذاری جنبش (موسوم) به انقلاب اسلامی در شهرستان دهراود ولایت ارزگان آغاز کرد و بیش از سه سال همراه با مجاهدان منطقه در جنگ‌های مستقیم علیه کمونیست‌ها شرکت کرد.
در سال ۱۹۸۳ میلادی با هم‌سنگران خود به‌دلیل انسجام بهتر فعالیت‌های جهادی، به شهرستان «میوند» ولایت قندهار رفت و آنجا به نیروهای «فیض‌الله آخوندزاده»، که فرمانده مشهور جهادی بود، پیوست. او که در نتیجه استعداد و قابلیت‌های نظامی مسئولیت مستقل یک جبهه را به دست گرفته بود، تا سال ١٩٩١ در تمامی عملیات‌ها شرکت داشت.
ملاعمر در جریان عملیات‌های نظامی مستقیم با متجاوزان روسی، چهاربار زخمی شده و در آخرین‌بار چشم راست خود را نیز از دست داد. هم‌زمان با سقوط حاکمیت کمونیستی نجیب‌الله و آغاز جنگ‌ داخلی در سال ۱۹۹۲ میلادی، ملاعمر اسلحه را از شانه‌اش برداشت و در منطقه تحت کنترل خود در کنار مسجد «حاجی‌ابراهیم» در قریه «گیشانو»، سنگ حصار شهرستان میوند ولایت قندهار یک مدرسه دینی احداث کرد. او که پس از ١٤سال مشکلات جهادی، تعلیمات شرعی ناتمام خود را تمام کرده و به فراگیری دروس دینی روی آورده بود، پس از سقوط رژیم کمونیستی و هرج‌ومرج عمومی، نشست‌هایی به‌همراه دیگر مجاهدین برگزار می‌کرد. در این نشست‌ها که با سرپرستی مولوی سیدمحمد صاحب برگزار می‌شد، به ملاعمر گفته شد باید علیه فساد قیام کرده و تمام علما از او حمایت خواهند کرد. ملاعمر در ‌تاریخ ۱۵ محرم‌الحرام ۱۴۱۵، اساس (جنبش) تحریک اسلامی را از همین مجلس گذاشت و در قدم نخست، ولایت قندهار و بعد از آن مناطق بیشتری را تحت تسلط خود درآورد. هنگامی‌که بیشتر مناطق کشور تحت تسلط طالبان درآمد، جمع زیادی از علما و شیوخ افغانستان که تعداد آنان بالغ بر ‌هزارو٥٠٠ نفر بود، در ‌تاریخ ۱۵ ذی‌القعده ۱۴۱۶ هجری قمری در نشستی در قندهار، با تأیید امارت (دولت طالبان)، به ملاعمر لقب «امیرالمومنین» دادند. در ‌تاریخ ششم مهر ۱۳۷۵هجری شمسی کابل، پایتخت افغانستان، نیز تحت تسلط امارت اسلامی درآمد و متعاقب آن تمام مناطق مرکزی و شمالی افغانستان (٩٥‌ درصد از کشور) به کنترل امارت اسلامی درآمد.

الگوی روابط منطقه‌ای ایران و آمریکا پس از توافق هسته‌ای

الگوی روابط منطقه‌ای ایران و آمریکا پس از توافق هسته‌ای
مسعود رضایی.پژوهشگر مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه

الگوی روابط منطقه‌ای ایران
و آمریکا پس از توافق هسته‌ای
 

تاریخچه‌ سال‌های اخیر، ابعاد آنچه را که در وین رخ داده، بیشتر نمایان می‌کند. به‌جای اینکه سیاست‌مداران گزینه‌ راه‌حل‌های خصمانه را برگزینند، توافق وین پیروزی دیپلمات‌ها و عمل‌گرایان بود. حالا به فرض پایداری توافق و ناکامی همه اقدامات مخرب، این سؤال مطرح می‌شود که الگوی روابط منطقه‌ای ایران و آمریکا پس از توافق وین به چه شکل خواهد بود؟برخی معتقدند پس از موفقیت مذاکرات هسته‌ای، واشنگتن و تهران با توافق بر سر چارچوب امنیتی در خاورمیانه قادر خواهند بود با الگو قراردادن «موافقت‌نامه هلسینکی» (که آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در دهه ۷۰ میلادی آن را منعقد کردند)، زمینه همکاری دوجانبه را در منطقه فراهم کنند. برخی نیز الگوی مناسب‌تر برای احیای رابطه ایران و آمریکا را با «کنسرت اروپا» قابل مقایسه می‌دانند که پس از شکست ناپلئون ایجاد شد. یک نظریه قدیمی دیگر درباره ازسرگیری روابط ایران و آمریکا این است که تندروها مانع اصلی در بهبود روابط به‌شمار می‌روند. آنها به الگوی «ازسرگیری روابط آمریکا و چین در دهه ٧٠ میلادی» به‌عنوان نمونه‌ای برای برقراری آشتی بین دو دشمن اشاره می‌کنند. اما موضوعیت این مباحث در خاورمیانه با ابهام مواجه است؛ جایی که اهداف و متغیرهای ناسازگار، ایران و ایالات‌متحده را به رقابت و تعارض واداشته است. درواقع ظهور «داعش» این واقعیت را تغییر نمی‌دهد. واقعیت ساده این است که هرگونه تلاشی برای افزایش همکاری آمریکا با ایران در خاورمیانه، تغییراتی در توازن قدرت منطقه‌ای ایجاد خواهد کرد که آمریکا مایل به آن نیست و قبل از هرچیز، تغییر در پیوندهای منطقه‌ای ایران موردنظر آنهاست.اما شاید الگوی قابل پیش‌بینی برای آینده روابط ایران و آمریکا را بتوان با تحولات دهه ٩٠ میلادی و فروپاشی شوروی قیاس کرد. در این زمان بسیاری با خوشحالی نظریه «پایان تاریخ» فوکویاما را ملاک پیش‌بینی و ارزیابی خود از آینده روابط روسیه و آمریکا و حتی جهان قرار دادند. از طرفی در افکار عمومی مردم روسیه و کشورهای خارجی، چند اصل بنیادین فکری رواج یافت؛ جنگ سرد پایان یافته و همراه با آن رویارویی و جبهه‌گیری متقابل دو بلوک رقیب
نظامی-‌سیاسی نیز خاتمه یافته و در نتیجه، جهان در انتظار ثبات و امنیت بیشتری خواهد بود. ولی اکنون معلوم شده که ایالات‌متحده و متحدان غربی آن در دودهه بعد از پایان جنگ سرد به‌طور هدفمند، مشغول ایجاد تغییرات در نقشه ژئوپلیتیکی جهان مطابق با خواسته‌‌ها و منافع خود در ابعاد مختلف بوده‌اند؛ تغییراتی که با گسترش ناتو و اتحادیه اروپا به شرق و همچنین استقرار سپر دفاع موشکی به‌گونه‌‌ای بسیار چشمگیر روسیه را محاصره استراتژیک کرده است. با درنظرگرفتن این الگو، تاحدودی به نظر می‌رسد شرایط مورد انتظار برای ایران و آمریکا در منطقه، در بهترین حالت می‌تواند همچون روابط کنونی روسیه و آمریکا باشد.  دلیل آن این است که آمریکا همواره به یک تهدید خارجی نیاز دارد. از نظر واشنگتن این تهدید برای اروپا و اوراسیا باید روسیه باشد، در شرق آسیا باید چین تهدید تلقی شود و در خاورمیانه وجود تهدیدی ساختگی همچون ایران ضروری است. اما آنچه که اهمیت دارد، توانایی «نه»گفتن ایران به خط‌مشی‌های سیاسی‌ای است که سیاست‌گذاران آمریکایی به‌دنبال ترسیم آن هستند. این دکترین نه‌تنها می‌گوید کسی نباید به آمریکا «نه» بگوید، بلکه باید شرایطی وجود داشته باشد تا تجهیزات نظامی به فروش برسد و سلطه بر منابع استراتژیک جهان نیز ادامه یابد. تحت این شرایط آنچنان‌که باید و شاید، در آمریکای نومحافظه‌کار وابسته به مجتمع نظامی-‌صنعتی، صنایع نفتی و سرمایه مالی، نگاه به ایران با توافق هسته‌ای وین تغییری نخواهد کرد.مارک تواین می‌گوید: «تاریخ تکرار نمی‌شود اما دارای نظم است». این حرف به نظر منطقی می‌آید. اگر آن‌ را بپذیریم، با عنایت به تاریخی که به آن دسترسی داریم، می‌توان فهمید که رهیافت و اهداف استراتژیک آمریکا در عرصه جهانی بابی باز کرده است به‌عنوان استراتژی «بازدارندگی» و «مهار» برای بازیگران دگراندیش. یعنی اکنون با پایان‌یافتن مذاکرات هسته‌ای، دیدگاه غالب این نیست که واشنگتن با سازش و تنش‌زدایی واقعی با تهران، به فکر استفاده از ایران برای صلح خاورمیانه است یا درصدد است برای تحقق سیاست «چرخش اوباما به سمت آسیا-پاسیفیک» یا «تکمیل محاصره روسیه از جنوب» هرچه در توان دارد برای نزدیکی به ایران به‌کار گیرد؛ اگر هم این موضوع راهبرد بلندمدت آمریکا باشد، استراتژی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با چنین اهدافی سازگار نمی‌شود. در سطحی کلان، بحث بر سر فاز جدیدی از الگوی «مهار نفوذ منطقه‌ای» و «بازدارندگی استراتژیک» ایران در خاورمیانه مطرح است و نه همکاری. چراکه آمریکایی‌ها می‌دانند ایران نیز همچون خودشان در برخی اهداف و سیاست‌ها، حداقل در خاورمیانه به‌لحاظ فکری، خاستگاه و اهداف، جابه‌جایی راهبردی ندارد. بنابراین، در ایده‌آل‌ترین شرایط، دو کشور می‌توانند در خاورمیانه، نواحی خارج از کنترل را مهار کنند و با تجربه همکاری اقتصادی و فرهنگی محدود، در بُعد سیاسی و امنیتی نیز با راه‌اندازی خط ارتباطی «هات‌لاین» روابط خود را به صورت «صلح مسلحانه» حفظ کنند و ادامه دهند. پس در کوتاه‌مدت، انتظار نظم نوین آمریکایی- ایرانی در خاورمیانه ساده‌انگارانه به ‌نظر می‌رسد.