
ایران آنلاین / سردار سرتیپ پاسدار حسین سلامی در برنامه ای تلویزیونی با اشاره به اشراف همه جانبه سپاه بر تحرکات بیگانگان در آبهای اطراف ایران گفت: بصورت شبانه روزی همه تحرکات خلیج فارس، دریای عمان و بخشی از اقیانوس هند و هرجایی که مستقیم یا غیرمستقیم با امنیت ملی ایران ارتباط دارد را رصد می کنیم.
** ناوها و پایگاه های منطقه ای آمریکا در تیررس موشک های سپاه
وی تاکید کرد: این کنترل ها توسط گشت های اطلاعاتی امنیتی، پهپادها، رادارهای مدرن و ابزار پیچیده جنگ الکترونیک صورت می گیرد.
سلامی افزود: هر پایگاه هوایی آمریکا که پرنده هایش توان رسیدن به آسمان
ایران را دارند و ناوهای هواپیمابر آنها، در تیررس موشک های بالستیک نقطه
زن و منحصربه فرد و پهپادهای ایران است.
جانشین فرمانده کل سپاه ادامه داد: سپاه پاسداران دارای پهپادی با برد سه هزار کیلومتر رفت و برگشت با توان شناسایی و تهاجم است.
** تحرکات منطقه را شبانه روزی رصد می کنیم
سردار سلامی خاطرنشان کرد: بطور شبانه روز بر تمامی تحرکات اطراف ایران
نظارت می کنیم و هیچ نقطه ای در حوزه امنیت ایران نیست که از رصد سپاه و
ارتش خارج باشد و در این زمینه هیچ شکاف و خلأیی نداریم.
** هیچ محدودیتی در شلیک موشک نداریم
وی درمورد توانمندی موشکی ایران نیز گفت: هیچ محدودیتی در پرتاب موشک ها
به هر تعداد از اهداف وجود ندارد و همه این توانمندی چه در زیر زمین و چه
در آشکار، هر جا که لازم باشد آماده است.
** سپاه حضور مستقیم در سوریه ندارد
جانشین فرمانده کل سپاه در پاسخ به سووالی مبنی بر اینکه گفته می شود
نیروهای نظامی ایران حضور مستقیم در سوریه دارند، ضمن رد این موضوع گفت:
در این خصوص دو حالت متصور است، یا در کشورهایی مثل سوریه و عراق حضور
داریم و آمریکایی ها با همه آن ابزارهای مورد ادعای خود در حوزه های
اطلاعاتی و شناسایی عاجز از دیدن ما هستند یا اینکه در این کشورها حضور
مستقیم نداریم که دومی درست است.
وی حضور نیروهای نظامی در سوریه را در حوزه های مشورتی عنوان کرد و افزود:
معتقدیم آنها باید با استفاده از نیروهای خود به مقابله با دشمن بپردازند.
** نیروی قدس سپاه واحد نظامی مشخصی ندارد
سردار سلامی درمورد نیروی قدس سپاه نیز گفت: این نیرو، واحد نظامی مشخصی
ندارد و حوزه کاری آنها انتقال تجربیات و مدیریت اتفاقات است و استراتژی ما
در حال حاضر، حضور مستقیم نظامی در هیچ کشوری نیست.
** تکذیب سفر سردار سلیمانی به روسیه
جانشین فرمانده کل سپاه ضمن تکذیب حضور سردار قاسم سلیمانی در روسیه، آن
را جنگ روانی آمریکایی ها و ایجاد شبهه افکنی در این خصوص ارزیابی کرد.
** بسته های دفاعی برای هواپیماهای آمریکایی تدارک دیدیم
وی ادامه داد: سالهاست که قدرت نظامی آمریکایی ها ساقط شده و مدت های
مدیدی است که تمام نقاط ضعف و قدرت آنها را در منطقه و جاهای دیگر رصد می
کنیم.
سردار سلامی خاطرنشان کرد: هر کجا که آمریکایی ها هواپیماهایشان توانمندی
رسیدن به آسمان ایران را داشته با شد، با بسته های دفاعی ما مواجه خواهد شد
که به شکل نامحدود به آنها آسیب می زند.
وی افزود: موشک بالستیک منحصر به فردی داریم که شاید فقط روسیه و آمریکا
آن را داشته باشند و مقابله با این موشک تقریباً غیر ممکن است.
** سپاه هیچ دخالتی در امور سیاسی نمی کند
سردار سلامی در پاسخ به سوؤالی در خصوص ورود سپاه به جریانات سیاسی اظهار
داشت: سپاه پاسداران از هیچ جریان و حزبی حمایت نکرده و شأن خود را اجل از
این مسائل می داند.
جانشین فرمانده کل سپاه در عین حال خاطرنشان کرد: البته دارای شناخت و
بصیرت بوده و اوضاع را رصد می کنیم، اما هیچ دخالتی در امور سیاسی نمی کنیم
و این از خطوط قرمزی است که هم رهبری معظم انقلاب و هم قانون اساسی به آن
تأکید کرده و سپاه نیز خود را ملزم به آن می داند.
** شبکه اطلاعاتی سپاه در داخل و خارج از ایران
سردار سلامی در بخش دیگری از سخنان خود افزود: سپاه پاسداران مأموریت وسیع
امنیتی داشته و دارای شبکه های اطلاعاتی نیرومند و گسترش یافته در محیط
داخل و خارج است که از این موضوع برای پشتیبانی از مأموریت های سپاه
استفاده می شود.
** به حملات سایبری پاسخ مخرب می دهیم
وی درمورد عملکرد سپاه در حوزه جنگ های سایبری نیز گفت: امروز نبردها در
جهان به لحاظ ماهیت در حال دگرگونی و تنوع است و یکی از عرصه های خطرناک و
ویرانگری که دشمن با تلفیق فناوری های اطلاعاتی و جنبه های علوم روانشناختی
از آن استفاده می کند، تحت عنوان جنگ های سایبری است که این یک عرصه جدید
در نبرد است.
سردار سلامی خاطرنشان کرد: کشور ما و به خصوص سپاه پاسداران چون همواره
خود را با اقتضائات جدید تطبیق می دهند و هرگز خود را از توانمندی های دشمن
عقب نگه نمی دارند، سعی کرده تا به توانمندی های قابل قبولی در عرصه
سایبری برسد و بازدارندگی سایبری را در سطح بالایی توسعه داده ایم.
وی افزود: اگر دشمن بخواهد در این زمینه کشور ما را آزار دهد، پاسخ های ویرانگری به آن خواهیم داد که این توانمندی امروز وجود دارد.
جانشین فرمانده کل سپاه تصریح کرد: ابتدا به ساکن به هیچ کشوری حملات
سایبری نمی کنیم اما اگر کشوری بخواهد با ما وارد جنگ در این حوزه شود،
قاعدتاً به آن پاسخ های مخربی خواهیم داد و در این زمینه اعلام می کنیم که
در لبه تکنولوژی حرکت می کنیم، هم نیروی انسانی هوشمند داریم و هم از دانش
آن بهره مندیم.
** معتقد نیستیم که فقط با سلاح باید جنگید
سردار سلامی درمورد رابطه سپاه با رسانه ها نیز گفت: بالاخره برخی رسانه
ها منعکس کننده بخش هایی از دیدگاه های سپاه هستند و وقتی یک نیروی دفاعی
در سطح سپاه پاسداران می خواهد عملیات روانی انجام دهد، یک بخش از این
کارکرد در حوزه رسانه ای است و به این حوزه با دید یک جنگ رسانه ای و روانی
نگاه می کنیم و معتقدیم یک نیروی انقلابی حتماً باید رسانه داشته باشد و
این تفکر را قبول نداریم که فقط باید با سلاح بجنگیم.
![]() |
ایگور نیکلایف,
مخصوصاً برای «ایران رو»
حرف های باراک اوباما مبنی بر اینکه «ما (ایالات متحده – نویسنده) باید مانند ریگان با شوروی، با ایران مذاکره کنیم»، تنها به معنی بازگشت به دوران جنگ سرد نیست. این بازگشت به مسابقه تسلیحاتی منطقه ای و تلاش برای فرسوده کردن اقتصاد ایران به وسیله رویارویی نظامی است. استقرار سامانه سپر ضد موشکی در خلیج فارس از نظر اهمیت نظامی و سیاسی خود با برنامه جنگ ستارگان دولت ریگان قابل مقایسه است. زمان ها عوض می شود ولی اهداف و ابزار مبارزه واشنگتن با رژیم هایی که مغضوب می داند، تغییر نمی کنند.
در حالی که افکار عمومی بین المللی درباره اینکه چه کسی بیشتر از همه از توافقات ژنو درباره برنامه هسته ای ایران سود برده است، بحث می کرد و موضوعات غیر واقعی و تصنعی نظیر اینکه عربستان سعودی و اسراییل حاضرند از ایالات متحده روگردان شوند، مورد بحث قرار می گرفتند، پادشاهی های خلیج فارس، اسراییل، نخبگان ضد ایرانی در واشنگتن و پنتاگون «پاسخ نامتقارن» تنش زدایی در روابط با تهران را پیدا کردند. سامانه سپر ضد موشکی خلیج فارس به عنوان جزء ترکیبی سامانه جهانی پدافند موشکی (که سپر ضد موشکی اروپایی هم مشمول آن است)، و در آینده، «گنبد آهنینِ» نوسازی شده اسراییل، بهترین وسیله برای برابر صفر کردن همه توافقات ژنو با جمهوری اسلامی ایران می باشد.
چاک
هیگل رئیس پنتاگون در جریان کنفرانس ویدیویی با سرگئی شویگو وزیر دفاع
روسیه اظهار داشت که توافقاتی که امکان به حال تعلیق در آوردن برنامه هسته
ای ایران را داد، ایالات متحده را به تغییر برنامه های ساخت اجزای سپر ضد
موشکی وادار نمی کند. یادآوری می شود که «خطر موشکی ایرانی» به عنوان
استدلال برای ساخت سپر ضد موشکی اروپایی مطرح شده بود. همزمان با این
برنامه ها، فعالیت پنتاگون در جهت ساخت سپر ضد موشکی خلیج فارس یعنی سامانه
پدافند موشکی که اجزای آن در پادشاهی های خلیج فارس مستقر خواهند شد،
گسترش یافت. از اینجا نتیجه آشکاری گرفته می شود که دولت باراک اوباما در
حق روسیه و ایران به شیوه عمل عادی «دروغ و ارعاب» متوسل می شود. پاندول
سیاست خارجی واشنگتن دوباره به سمت رویارویی با ایران حرکت کرده است.
اصطلاح «پدافند موشکی» نباید گمراه کننده باشد. ما شاهد سامانه تهاجمی هستیم که هدف آن دستیابی به برتری جنگی و جان سالم به در بردن متجاوز در صورت وارد کردن ضربه اول است. نه تنها بیانات جنگ جویانه اسراییل که همه بدان عادت کرده اند بلکه گام های مشخص نظامی و سیاسی ریاست پادشاهی های خلیج فارس حاکی از آن است که پیشدستی در زمینه وارد کردن ضربه به ایران، عنصر کلیدی دکترین نظامی تل اویو و ریاض، نزدیکترین متحدان ایالات متحده در خاورمیانه را تشکیل می دهد.
خرسندی عمیق نخبگان سلطنتی
تشکیل فرماندهی نظامی واحد پادشاهی ها در اجلاس سران شورای همکاری کشورهای عربی خلیج فارس که یک سال پیش این اندیشه با شور و شوق ریاست امارات و قطر روبرو نشده بود، یک نوع پاسخ پادشاهی های عربستانی به توافقات ژنو است. ائتلاف ضد ایرانی مجبور است یکپارچه شود که به این منظور به پایه های جدی نیاز دارد. سپر ضد موشکی خلیج فارس که در آن منافع سیاسی و مالی نخبگان حاکم بر واشنگتن، تل اویو و کشورهای خلیج فارس به هم تنیده شده است، می توان نقش بهترین مبنای اتحاد آنها را ایفا کند. چاک هیگل در جریان سفر برق آسای یک هفته پیش خود به پادشاهی های منطقه بی پرده اظهار داشت که ایالات متحده قصد ندارد منطقه را ترک کرده یا حضور خود را در منطقه تضعیف کند. با توجه به اینکه ایالات متحده از سال 1976 در امنیت پادشاهی ها و تأمین حضور خود مبلغ گزاف 8 تریلیون دلار سرمایه گذاری کرده است (این برآورد روجر استرن از دانشگاه پرینستون آمریکاست)، رفتار ایالات متحده قابل فهم است.
البته این سرمایه گذاری بی
شایبه نبود زیرا آمریکا برای خود امکان کنترل قیمت های نفت، وفاداری متحدان
و سفارش های عظیم برای صنایع نظامی خود را تأمین کرد. ولی همزمان روند
متقابل نیز جریان داشت. پادشاهی های خلیج فارس علاوه بر تأمین امنیت خود،
از
معاملات
تسلیحاتی بهره های خوبی دریافت می کردند. یکی از لابی گران تسلیحاتی
خاطرنشان کرد که «ما ضمن خرید اسلحه از ایالات متحده، نه فقط اسلحه بلکه
روابط می خریم». و حالا هزینه های این روابط به طور کامل در آمده است. هیگل
در جریان سفر خود به نخبگان عربستانی نه فقط عناصر سپر ضد موشکی خلیج
فارس، رادارهای ردیابی مقدم و ضد موشک ها بلکه ایجاد سیستم امنیت جمعی را
پیشنهاد کرد که به دلایل مختلف علاقه نظامی – فنی و مالی – اقتصادی ایالات
متحده به ثبات و تعویض ناپذیری رژیم های عربستانی را تضمین خواهد کرد. سپر
ضد موشکی خلیج فارس که باید بخشی از سامانه جهانی ضد موشکی آمریکا را تشکیل
دهد، امر بیش از حد «ظریف و ارزنده ای» است تا به مسایل کم اهمیتی چون
حقوق بشر، سطح دمکراسی یا اراده مردم کوچه و بازار عربی بستگی داشته باشد.
جنون ارقام ناسازگار
پادشاهان معنای واقعی این پیشنهاد هیگل را درک کرده و قدر آن را دانستند. آنها پیشنهاد نمودند همه هزینه های مرحله اول استقرار سپر ضد موشکی خلیج فارس را که معادل 20 میلیارد دلار برآورد می شود، پرداخت کنند. ادامه استقرار حدود 35 هزار نظامی آمریکایی (یک سوم آنها را نفرات نیروهای واکنش سریع تشکیل می دهند) در پایگاه های خود در خلیج فارس، یک نوع امتیاز مکمل این معامله به حساب می آید. در عین حال هیچ یک از قراردادهای تسلیحاتی ایالات متحده با عربستان سعودی و قطر مورد بازنگری قرار نگرفته و کاهش نخواهد یافت. ارسال مقادیر جنون آمیز انواع مدرن تسلیحات به پادشاهی های عربستانی همچنان ادامه دارد. به موجب برنامه سپر ضد موشکی خلیج فارس، در سال 2014 ، 60 سامانه ضد موشکی «پاتریوت» با امکانات وسیع، 20 سکوی پرتاب برای آنها و 4 رادار چندین منظوره که جمعاً معادل 4.2 میلیارد دلار هستند، به کویت ارسال خواهند شد. امارات «سامانه های پدافند ارتفاع» و ضد موشک های مکمل را دریافت کرده و 4 میلیارد دلار خرج خواهد کرد. ریاض تا کنون هزینه های 1.7 میلیارد دلاری به روز آوری سامانه های موشکی خود را پرداخته و در صدد است در استقرار رادارهای جدید در خاک خود و در بحرین حدود 5 میلیارد دلار سرمایه گذاری کند. بهای سامانه های پدافند ارتفاع برای قطر 12 میلیارد دلار خواهد بود.
اگر کسی بگوید که این اقدامات «پاسخ به خطر ایرانی» است، می توان فقط با این ساده اندیشی همدردی کرد. بدیهی است که هزینه های پادشاهی های عربستانی برای «دفاع دربرابر تجاوز ایرانی» با تلاش های نظامی ایران ناسازگار است. ایران 3.7% تولید ناخالص ملی خود را به امور دفاعی اختصاص داده و از این نظر در پنجاه و ششمین مقام جهان قرار دارد. ولی هزینه های نظامی عربستان سعودی به 10% تولید ناخالص ملی نزدیک است که این کشور از نظر سطح هزینه های نظامی، کشور پنجم جهان می باشد. بودجه نظامی عربستان سعودی و هزینه های مربوطه ایران با هم قابل مقایسه نیستند. اگر بودجه های نظامی سایر پادشاهی های عربستانی به هزینه های نظامی عربستان سعودی اضافه شود، شکاف عظیمی بین آنها و ایران مشاهده خواهد شد. «نیازهای دفاعی» را نمی توان به عنوان دلیل موجه برای این سطح هزینه های نظامی اعضای «شورای همکاری» قبول کرد، این بودجه تدارک تجاوز است.
منطق آهنین رفتار غیر پیگیرانه آمریکا
ولی
تاریخ جدید نشان داده است که تهدید با تجاوز از نظر کارآیی از تجاوز
مستقیم دست کمی ندارد. ائتلاف ضد ایرانی با وجود جنگ جویی خود خوب می فهمد
که مناقشه جنگی با ایران نه تنها برای پادشاهی های عربستانی بلکه برای
اسراییل و در نهایت امر برای حضور آمریکایی در خاورمیانه عواقب فاجعه باری
به دنبال خواهد داشت. لذا ضمن بحث درباره جنبه نظامی سپر ضد موشکی خلیج
فارس نباید جنبه سیاسی آن را هم نادیده گرفت. در نهایت امر، ائتلاف ضد
ایرانی خواهان چه چیزی
است؟ هدف آنها، مختل کردن توافقات ژنو است ولی ایده
آل این است که خود تهران به عنوان مقصر عدم اجرای این توافقات معرفی شود.
رفتار دو پهلوی باراک اوباما در زمینه ایران به ائتلاف ضد ایرانی نارو زده است. واشنگتن که روند سالم سازی روابط با ایران را راه اندازی کرد، انتظار نداشت که احتیاج اروپا به بازار ایرانی تا این حد زیاد باشد و اینکه روسیه به استفاده اینقدر فعال از روند ژنو برای پیشبرد منافع سیاسی خود در ایران و در خاورمیانه دست بزند. اکنون برای واشنگتن دشوار است که به صورت یکجانبه عقب نشینی کند و به همین علت ائتلاف ضد ایرانی چند روش دیگر را برای تحقق بخشیدن اهداف خود انتخاب کرده است که شامل اولاً تحریک تهران و ثانیاً تحمیل مسابقه تسلیحاتی منطقه ای به اقتصاد جمهوری اسلامی است که بر اثر تحریم ها تضعیف شده است.
روش تحریکات که به کار گرفته شده است، مثل روز روشن است. کنگره ایالات متحده ناگهان، به همگانی که تنش زدایی ایرانی – آمریکایی به یک واقعیت بازگشت ناپذیر تبدیل شد، وضع تحریم های جدید را اعلام کرد. در آستانه انتخاب روحانی که رفع رژیم تحریم ها را اصل برنامه انتخاباتی خود اعلام کرده بود، همین مسأله پیش آمده بود. هفته گذشته نیز کنگره همینطور رفتار کرده و لیست سیاه شرکت ها و اشخاص مورد تحریم را توسعه داد. نمایندگان کنگره لایحه آماده قانونی را در چنته دارند که به صورت اتمام حجت واقعی به تهران تنظیم شده و از جمله بر «دسترسی به داده های شخصی همه افراد شاغل در برنامه اتمی و موشکی ایران» تأکید می کند. در غیر این صورت دوباره تحریم های جدیدی اعمال خواهند شد که ممکن است این تصمیم بلافاصله بعد از تعطیلات کریسمس اتخاذ شود.
سپر
ضد موشکی خلیج فارس هم باید در ردیف این اقدامات گذاشته شود چرا که فعال
کردن آن زمانی شروع شد که جواد ظریف نهایت تلاش های خود را برای حل و فصل
مسایل مورد اختلاف با پادشاهی های عربستانی به عمل آورد و مقامات ایران به
نشانه حسن نیت یک دسته از جنگنده های تهاجمی را از جزیره مورد اختلاف
ابوموسی عقب کشیده و پیشنهاد کردند که مذاکرات درباره رژیم حقوقی ویژه آن
برگزار شود. اگر این تحریکات نیست، واژه تحریکات می تواند به چه کاری اطلاق
شود؟ جالب توجه است که سفر برق آسای چاک هیگل، غیر از چیزهای دیگر، جنبه
بسیار گویای دیگری داشت. وی خطاب به طرف های مذاکرات خود، به آنها پیشنهاد
کرد جلسه وزیران دفاع کشورهای خلیج فارس جهت بررسی برنامه های نظامی بعدی
ایالات متحده و شورای همکاری... دقیقاً شش ماه بعد یعنی در پی انقضای مهلت
اعتبار توافقات حاصل شده در ژنو، تشکیل شود. در رفتار ائتلاف ضد ایرانی هیچ
گونه عدم پیگیری مشاهده نمی شود. بر عکس، ما شاهد منطق فولادین رفتار آنها
در جهت عقیم گذاشتن توافقات ژنو و ادامه فشردن گلوی اقتصادی جمهوری اسلامی
با طناب تحریم ها و هزینه های تحمل ناپذیر نظامی هستیم.
*****
سامانه سپر ضد موشکی جهانی که ایالات متحده ایجاد می کند، در واقع به امور دفاعی ربطی ندارد. این وسیله دستیابی به برتری و تفوق جهانی است که مانند غده سرطانی برای یک فرد، برای تمام بشریت خطرناک است. این سامانه ضد موشکی جهانی مانند غده سرطانی، متاستازی به صورت سپر ضد موشکی اروپا، خلیج فارس یا همگرایی با «گنبد آهنین» اسراییل را تولید می کند که باید در آینده نزدیک برتری آمریکایی در هر یک از مناطق جهان را تضمین کند. به نظر می آید که مرحله عدم قاطعیت و تردد سیاست خارجی آمریکا در خاور میانه به پایان می رسد. ما شاهد متزلزل شدن روند ژنو درباره برنامه هسته ای ایران هستیم؛ نیروهای ضد دولتی در سوریه صف آرایی جدیدی می کنند و حمله به مواضع حزب الله در جنوب لبنان آماده می شود. حرف های صلح جویانه واشنگتن نه بر خلأ بلکه بر دور جدید تنش خاور میانه سرپوش می گذارد که نه فقط به ایران بلکه به همه دستاوردهای ماه های اخیر روسیه ضربه خواهد زد. مسکو نباید در مورد برنامه های آمریکا در خاور میانه هیچ خیال واهی داشته باشد. فعالیت دیپلماتیک ما در مشرق باید در سطح قبلی ادامه یابد و نباید اجازه داد که بی ابتکاری و بی توجهی و نیز امیدهای بچگانه به اینکه ایالات متحده خودش خاور میانه را ترک کند و همه چیز خود به خود درست شود، بر رفتار ما اثر بگذارد. در غیر این صورت ممکن است ساختار خاور میانه به گونه ای تنظیم شود که در آن جایی برای روسیه باقی نماند.
کونومیست، پشت پرده را بررسی می کند
هفته نامه ی انگلیسی اکونومیست: کشورهای اروپای شرقی دلیل چندانی برای ترس
از یک ضربه نظامی از سوی ایران ندارند. بنابراین چرا آنها مشتاقانه سیستم
(دفاع موشکی) آمریکا را برای رهیافت موشک های ایرانی امضا می کنند؟ زیرا
آنها از روسیه وحشت دارند. لهستان چند روز پس از حمله روسیه به گرجستان با
میزبانی ده رهیاب آمریکایی موافقت کرد. اوکراین پیشنهاد کرد که رادارهای
هشدار دهنده خود را (به سیستم دفاع ضد موشکی آمریکا) وصل کند و در نظارت در
فضا همکاری کند. جمهوری چک از قبل موافقت کرده بود میزبان رادار رهیاب
موشک باشد.
سیستم های دفاع موشکی نمی توانند زرادخانه عظیم روسیه را دفع کنند ولی
کشورهای میزبان خود را در زیر چتر آمریکا قرار می دهند و در نتیجه به بخشی
از سیستم دفاعی آن از سرزمین مادری (آمریکا) تبدیل می شوند. مقامات
آمریکایی گفتند جنگ در گرجستان می توانست تأخیر بیشتر (در امضای قرارداد
را) همانند تسلیم در برابر روسیه به نظر برساند. ولی آقای (دونالد) تاسک
(نخست وزیر لهستان) نظر دیگری را ارائه داد: پس از حمله روسیه, آمریکا در
نهایت, تقاضای لهستان را برای کمک در مدرنیزه کردن نیروهای مسلح خود و برای
اعزام یک آتشبار ضد هواپیمای آمریکایی پاتریوت در لهستان پذیرفت.
ایران این هفته با لاف زنی (احتمالا دروغین) مبنی بر این که یک موشک قادر
به پرتاب ماهواره را مورد آزمایش قرار داده, استدلال آمریکا را تقویت کرد.
قبلا ایران ادعا کرده بود موشک های آن می توانند به اهدافی دور در اکراین و
شبه جزیره بالکان برسند. ولی اگر (ایران) بتواند چیزی را در مدار قرار
دهد, این امر به آن امکان می دهد کلاهک ها را در فاصله های بسیار دورتر
پرتاب کند. کرملین هنوز تهدید ایران را کم اهمیت جلوه می دهد و می گوید هدف
واقعی آمریکا, خنثی کردن نیروی هسته ای روسیه است.
(سیستم های) دفاع موشکی نه تنها خطر ژئوپولیتیکی ایچاد می کنند که این خطر
می تواند روابط ضعیف غرب را با روسیه بدتر کند, بلکه همچنین یک قمار فنآوری
به حساب می آیند. این سیستم به طور کامل مورد تأیید نیست. رهیاب های دو
مرحله ای که به اروپا ارسال می شوند هنوز ساخته نشده اند و (محاسبات) هندسی
استفاده از رهیاب های زمینی علیه تهدید ایران در آینده هنوز مورد آزمایش
قرار نگرفته اند.
دفتر مستقل پنتاگون برای ارزیابی تجهیزات جدید در اکتبر گذشته گفت ...
رهیافت سلاح های ایران در مقایسه با آزمایش های گذشته علیه موشک های شبیه
سازی شده کره شمالی بر روی اقیانوس آرام "بسیار متمایز" هستند زیرا فواصل
کوتاه تر به واکنش سریع تر نیاز دارد. سیستم اروپایی باید همچنین بتواند با
دو نوع موشک مقابله کند: موشک های با برد قاره پیما که علیه آمریکا آتش
شوند و سلاح های دارای برد متوسط و با خط مسیر و سرعت های متفاوت که علیه
اروپا شلیک می شوند.
سرلشکر تری اوبرینگ مدیر آژانس دفاع موشکی, کارشناسان پنتاگون را "بسیار
بدبین" می خواند. او می گوید رهیاب دو مرحله ای, نوع ساده شده از یک نوع سه
مرحله ای است که بر روی اقیانوس آرام استفاده شده است. اصول دفاع موشکی
صرف نظر از برد آنها, چندان فرقی با هم ندارند. با این وجود منتقدان اصرار
می ورزند که آمریکا ثروت هنگفتی را برای یک مشکل فنآوری غیر ممکن هدر می
دهد.
آمریکا از زمانی که رونالد ریگان "ابتکار دفاع موشکی جنگ ستارگان" خود را
25 سال پیش آغاز کرد تا کنون بیش از 110 میلیارد دلار هزینه صرف دفاع موشکی
کرده است. سیستم جدید از جاه طلبی کمتری برخوردار است ولی برای دفاع در
برابر تعداد کمی از موشک ها طراحی شده است ، ولی با این وجود هنوز سالانه
10 میلیارد دلار هزینه در بر دارد.