دوهفته نامه باختر زمین

دوهفته نامه باختر زمین

سیاسی،اجتماعی،فرهنگی،اقتصادی وورزشی
دوهفته نامه باختر زمین

دوهفته نامه باختر زمین

سیاسی،اجتماعی،فرهنگی،اقتصادی وورزشی

روسیه؛ تنها پیروز نشست چهارجانبه وین



نشست چهارجانبه وین که با حضور وزرای خارجه روسیه، آمریکا، ترکیه و عربستان برگزار شد و دو ساعت به طول انجامید به مهمترین نتیجه یعنی رسیدن به توافق بر سر آینده بشار اسد منجر نشد.
به گزارش نامه نیوز، عبدالباری عطوان، سردبیر روزنامه مستقل رای الیوم در تحلیلی درباره نشست چهارجانبه وزرای خارجه ترکیه، روسیه، عربستان و آمریکا درباره سوریه در وین نوشت: آمریکا، ترکیه و عربستان می‌خواهند به همان نتیجه‌ای دست یابند که در عراق، لیبی و یمن به آن رسیده‌اند یعنی تغییر نظام سوریه چه با جنگ و چه با صلح، جنگ از طریق مداخله نظامی یا اشغال و صلح از طریق روند سیاسی که منجر به کناره‌گیری از قدرت شود مثل آنچه که در یمن رخ داده است.
 
اما نتایج رخدادهای عراق، یمن و لیبی برای مردم فاجعه‌بار بود و بی‌ثباتی و تروریسم را برای همسایگانشان به بار آورد.
 
سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه زمانی که از نشست خارج شد مهمترین رمز ورود را داد با این حرف که «مردم سوریه همان کسانی هستند که سرنوشت بشار اسد، رئیس‌جمهوری این کشور را تعیین می‌کنند» در حالی که عادل الجبیر، وزیر خارجه عربستان این بار سیاسی‌تر عمل کرد زمانی که گفت «نشست وین عدم وجود موضع مشترکی درباره سرنوشت بشار اسد را تایید کرد.»
 
پیش از نشست وین گزارشاتی منتشر شد که خبر از وجود طرحی شامل آغاز مرحله انتقالی در سوریه به مدت شش ماه می‌داد طوری که طی این مرحله بشار اسد به شرط وجود تضمین‌هایی مبنی بر برکناری وی در پایان دوره، در قدرت باقی بماند.
 
سفر سریع و از پیش اعلام نشده اسد به مسکو و دیدار وی با رهبران روسی پیش‌بینی‌های زیادی را درباره وجود مصداقی برای این طرح نشان داد. برخی مخالفان و افراد دیگر گفتند که هدف از این سفر آگاه کردن اسد از این طرح بوده است اما دیمیتری پسکوف، سخنگوی ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه اعلام کرد که کرملین از این طرح هیچ اطلاعی ندارد.
 
تحول مهمی که در نشست وین شاهد آن بودیم موفقیت رهبران روسیه در ایجاد شکاف میان ائتلاف کشورهای عربی مخالف بشار اسد است که می‌توان به سه نکته درباره این مساله اشاره کرد:
 
اول، خارج کردن اردن از ائتلاف عربستان و ترکیه به طور کلی یا جزئی و وارد کردن آن به ائتلاف روسیه، سوریه و ایران. این مساله خود را در سخنان لاوروف با ناصر جوده، همتای اردنی‌اش نشان می‌دهد طوری که دو طرف با هماهنگی عملیات هوایی و نظامی در سوریه به توافق رسیدند. این توافق به معنای تشکیل اتاق عملیات مشترک افسران و نظامیان دو طرف به عنوان مقدمه‌ای برای از بین بردن «مقر» مخالفان سوری در درعا است.
 
دوم، پافشاری لاوروف بر گسترش دامنه کشورهایی است که دنبال حل بحران سوریه هستند. لاوروف بر مشارکت ایران و مصر در مذاکرات بعدی و عدم منحصر کردن مذاکرات به چهار کشور عربستان، آمریکا، روسیه و ترکیه تاکید کرده است.
 
سوم، موفقیت دیپلماسی روسیه در «به حاشیه راندن» نقش قطر در پرونده سوریه حداقل در سطح تلاش‌های سیاسی است. این مساله خود را در لغو سفر تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر به مسکو به عنوان یک اقدام اعتراضی نشان می‌دهد.
 
وی پیشتر اعلام کرده بود که قصد دارد هفته جاری به مسکو سفر کند.
 
مساله مهم این است که مسکو به هیچ‌وجه واکنشی به این مساله نداشته است این در حالی است که قطر از آغاز بحران سوریه نقش سیاسی، نظامی و رسانه‌ای اصلی را بازی کرده است.
 
می‌توان از مسائل فوق این نتیجه را گرفت که روسیه همچنان به بشار اسد پایبند است و دعوت وی برای سفر به مسکو جهت تقویت این موضع بوده است. این مساله به اخبار و گزارشاتی پایان می‌دهد که عکس آن را می‌گویند. همچنین نشان داد که این اخبار و گزارش‌ها صرف «خیال و رویاست» نه بیشتر و نه کمتر.
 
حتی دیمیتری مدودف، نخست‌وزیر روسیه در صفحه شخصی خود در فیس‌بوک نوشت: «اسد مثل پنج سال پیش که با وی دیدار کردیم آرام و باوقار بود.»
 
سوالی که اینجا مطرح می‌شود این است که پس از فروپاشی نشست وین و پایبندی روسیه به اسد ائتلاف عربستان و هم‌پیمانانش چه اقدامی اتخاذ خواهند کرد؟ برای جواب دادن به این سوال باید به دو مساله اساسی پرداخت:
 
یکی سفر عبدالرحمان بن صالح البنیان، رئیس ستاد ارتش عربستان به ترکیه برای مقدمه‌چینی جهت حمایت نظامی گسترده ریاض از مخالفان مسلح سوری است. نواف عبید، مشاور سفارت عربستان در واشنگتن در صفحه خود در توییتر نوشت که موشک‌های ضدزرهی تاو که در اختیار مخالفان مسلح سوری است از عربستان به دست این مخالفان رسیده است و ریاض 13795 موشک را با 900 میلیون دلار از آمریکا خریداری کرده است.
 
دوم اظهارات خالد العطیه، وزیر خارجه قطر در گفت‌وگو با شبکه خبری سی‌ان‌ان است که در آن تاکید کرد قطر از موضع عربستان درباره سوریه استقبال می‌کند. وی تهدید کرد که قطر به گزینه نظامی در سوریه متوسل خواهد شد.
 
العطیه گفت: قطر گزینه نظامی را برای حمایت از مردم سوریه در برابر اقدامات نظام بعید نمی‌داند. ما به این گزینه پاسخ مثبت می‌دهیم و راه‌های زیادی برای حمایت از مخالفان وجود دارد.»
 
آیا فعالیت ائتلاف «طوفان قاطع» را تهدید و طوفان قاطع دومی را در سوریه به راه خواهد انداخت؟
 
این احتمال با توجه به تهدیدات عربستان وارد است اما اگر گزینه نظامی را انتخاب کنند این گزینه تنها علیه نظام سوریه نخواهد بود بلکه علیه روسیه و هم‌پیمانانش نیز خواهد بود. اگر طوفان قاطع اول در یمن با سختی‌های زیادی مواجه شده است آیا طوفان قاطع دوم در سوریه و در مقابله با روس‌ها، جنگنده‌ها و موشک‌ها آنها و پوتین بیشترین شانس را خواهد داشت؟
 
جواب دادن به این سوال به تحولات روزها و ماه‌های آینده بستگی دارد.

بوستون هرالد:ایران رژه می رود؛ روسیه حکمرانی می کند؛ اوباما تماشا می کند



بوستون هرالد در گزارشی با عنوان «ایران در سوریه رژه می رود؛ روسیه حکمرانی می کند، اما اوباما تماشا می کند» نوشت:حدس بزنید چه کسی اخیرا وارد کرملین شد؟ بله! بشار اسد. او این روزها به رفیق تازه ی ولادیمیر پوتین تبدیل شده است.
به گزارش نامه نیوز، اسد به روسیه احضار شد تا به دنیا بگوید که مشکلات امروز خاورمیانه در مسکو حل و فصل می شود، نه در واشنگتن.
 
آیا دولت اوباما سرانجام خواهد فهمید که روس ها به چه می اندیشند؟ پرزیدنت اوباما می گوید که روسیه محکوم به شکست در باتلاق سوریه است. با این حال روس ها سعی ندارند که مجددا سوریه را برای اسد فتح کنند. پوتین در واقع به دنبال تحکیم قدرت اسد بر قسمت هایی از کشور است که در کنترل دارد. هم کاکنون مناطق علوی نشین در شمال و غرب دمشق تا لاذقیه و طرطوس در دست دولت اسد است.
 
این یک تقسم بندی است که بموجب آن داعش شمال و شرق سوریه را همچنان در دست خواهد داشت. پس کجای این، شکست روسیه محسوب می شود؟
 
استراتژی اصلی پوتین مشخص است. او به دنبال بازسازی امپراتوری شوروی نیست، این کار دشواری است، اما پوتین اکنون در حال بازگرداندن توانایی سابق روسیه برای قدرت نمایی و اعمال نفوذ در خارج از مرزهایش است.
 
الحاق کریمه باعث دسترسی مستقیم روسیه به اب های دریای سیاه می شود که مسکو از زمان پتر کبیر در ارزوی آن بود.  حمایت از یک دولت علوی نیز باعث می شود که پایگاه های دریایی و هوایی روسیه در شرق مدیرترانه مستحکم تر شود.
 
در حالیکه اوباما در مورد مسائل جهانی به تقدیر معتقد است، پوتین عملگرایی از خود نشان می دهد. به محض اینکه جوهر توافق ایران خشک شد، سردار سلیمانی به مسکو رفت تا در مورد کمپین چند ملیتی در سوریه که او هم اکنون آن را رهبری می کند، مذاکره کند.
 
نیروهای زبده سلیمانی متشکل از نیروهای شیعه عراقی، حزب الله و خود سپاه است که تحت حمایت هوایی روس ها در سوریه مبارزه می کنند.
 
پس از امضای توافق هسته ای چه اتفاقی افتاده است؟ ایران خبرنگار امریکایی واشنگتن پست را دستگیر کرد و اشکارا موشکی با قابلیت حمل سلاح اتمی ازمایش کرد.
 
اما پاسخ اوباما به این اقدامات چه بود؟ هیچ. او دست از خاورمیانه شسته است. وقتی اوباما می گوید سوریه یک باتلاق است، یعنی او از انجا خارج شده و بیرون از معرکه ایستاده است. اما با این حال، ایران و روسیه به فعالیت خود همچنان ادامه می دهند.
 
به نظر هرکسی که به امریکا در مورد تحولات جهانی اعتماد کرده است، باید وسایل خود را جمع کند و دست به سوی آلمان ها دراز کند.

تحلیل نشریه گاردین درباره دیدگاه رهبر انقلاب

تحلیل نشریه گاردین درباره دیدگاه رهبر انقلاب


یکشنبه ۳ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱۵:۳۴
نشریه گاردین نوشت: آیت‌الله خامنه‌ای توافق هسته‌ای را به عنوان نشانه‌ٔ عملی از اینکه غرب برای اولین بار انقلاب اسلامی و استقلال ایران از نفوذ آمریکا را پذیرفته است می‌بیند.
تحلیل نشریه گاردین درباره دیدگاه رهبر انقلاب



حسین درخشان در یادداشتی که چندی پیش در نشریه انگلیسی زبان گاردین منتشر کرد به موضوع برجام و حساسیت رهبر معظم انقلاب نسبت به منافذ ورود دشمن به ویژه آمریکا پرداخت.

ترجمه کامل این یادداشت بدین شرح است:

بعد از توافق ایران با شش قدرت جهانی در اوایل سال جاری بر سر برنامه‌های هسته‌ای خود، آیت‌الله خامنه‌ای بارها از نفوذ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی ایالات متحده امریکا در ایران هشدار داده است. با این حال خود او بود که از مقامات ارشد ایرانی برای یک سری مذاکرات علنی و مخفیانه با مقامات آمریکایی حمایت کرد. حمایتی که در نهایت منجر به توافقی شدکه برخی از ناظران سه سال پیش اصلا آن را ممکن نمی‌دانستند.

این بسیاری از تحلیلگران و صاحبان کسب و کار را درباره روابط آینده ایران و امریکا گیج کرده است؛ حالا که درهای ایران بر روی تجارت خارجی باز شده، چه کسانی اجازه خواهند داشت در ایران کسب و کار کنند و چه کسانی این اجازه را نخوهند یافت؟ آیا روزی مغازه‌های مک‌دونالد را در ایران خواهیم دید یا نه؟

آیت الله خامنه‌ای از ایام جوانی مجذوب ادبیات ضد استعماری بود. در اوایل دهه ۱۹۶۰ او کتابی را درباره جنبش استقلال هند و نقش مسلمانان در آن ترجمه کرد. او  نهرو و فرانتس فانون را تحسین می‌کند و بر خلاف بسیاری از روحانیون، به متفکران ایرانی چپ‌گرا مانند مهدی اخوان ثالث، جلال آل احمد و علی شریعتی نزدیک بوده است. البته این مسئله آیت الله خامنه‌ای را تبدیل به یک سوسالیست نمی‌کند. او به مالکیت خصوصی باور دارد و طرفدار دخالت حداقلی دولت در اقتصاد است. در‌ واقع افکار ضد استعماری این شخصیت‌هاست که او را جذب می‌کند.

در عین حال او دستاوردهای غرب در علم و فناوری را تحسین می‌کنند و حتی  هشدار می‌دهد که با وجود مادی‌گرایی، فردگرایی، مصرف‌گرایی، و لذت‌گرایی‌ای که بیشتر از همه در آمریکا متجلی است، غرب نمی‌تواند این پیشرفت را ادامه دهد. آیت الله خامنه‌ای تاریخ را هم زیاد مطالعه می‌کند، به خصوص  تاریخ مداخلات امریکا و اروپا در جهان و نیز  فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی.

استراتژیِ آمریکایی براندازی در سال ۱۹۵۳ از ایران شروع شد. آن زمان که شاهی که به دست دولت منتخب محمد مصدق کنار گذاشته شده بود، در پی کودتای سیا به قدرت بازگشت. در دوران جورج دابلیو بوش آمریکا دوباره سیاست براندازی از طریق نظامی یا غیرنظامی را اولویت بخشید. عراق و افغانستان اشغال شد و برخی کشورهای دیگر مانند ایران را هدف برنامه‌های تخریب و تضعیف حاکمیت قرار گرفت.

در سال ۲۰۰۶ کنگره امریکا ۶۶ میلیون دلار را با عنوان بودجه‌ٔ دموکراسی ایران برای دو پروژه مجزا تصویب کرد که بیشتر این پول به نهادهایی مانند رادیو آزادی، خانه آزادی و موقوفه ملی برای دموکراسی رسید- نهادهایی که همه در زمان جنگ سرد مورد استفاده‌ٔ مؤثر آمریکا قرار گرفته بودند.

از همین جا بود که ایران هر گونه فعالیت با شعار دموکراسی، آزادی و حقوق بشر را به عنوان عملی براندازانه تلقی کرد. البته تحت فشار فعالان ایرانی باراک اوباما این بودجه را لغو کرد و تا حدی اصل گفتمان براندازی را کنار گذاشت. اما این اقدام نگرانی‌ ایرانی‌ها را از میان نبرد.

بر خلاف انتظار ایران، اوباما تعهدِ پرهزینه‌ای را [دربرابر کنگره] برای رسیدن به توافق جامع اتمی با ایران نشان داده است. آیت‌الله خامنه‌ای از این موضوع استقبال کرده و شکاف سیاسی موجود در حاکمیت آمریکا بر سر این موضوع را حقیقی [و غیر نمایشی] شناخته است. در نتیجه به خوبی می‌داند که وضعیت اوباما در حاکمیت آمریکا چقدر سست و شکننده است. اوباما به زودی کاخ سفید را ترک می‌کند و کسی که جای او می‌نشیند به احتمال زیاد به استراتژ‌یهای چالش‌گر و تضعیف‌کننده‌ٔ ایران، با نیم‌نگاهی به براندازی، بازخواهد گشت.

آیت‌الله خامنه‌ای توافق هسته‌ای را به عنوان نشانه‌ٔ عملی از اینکه غرب برای اولین بار انقلاب اسلامی و استقلال ایران از نفوذ آمریکا را پذیرفته است می‌بیند. برای او و بسیاری از ایرانیان، امریکاست که از موضع استعماری غنی‌سازی صفر کوتاه آمده است. در مقابل، ایران پس از مدتها تلاش موفق شده است واقعیت برنامهٔ صلح‌آمیز هسته‌ای خود را بقبولاند و حتی برای امکان جلب همکاری بین‌المللی در این برنامه از این قدرتها تضمین بگیرد.

اما آیت‌الله خامنه‌ای همچنین می‌داند که رسانه‌های امریکایی دوست دارند تصویری خلاف این واقعیت نشان دهند. او مظنون است که  اگر مثلاً مک‌دونالد در بخش ثروتمندنشین شمال تهران مغازه‌ای باز کند رسانه‌های غربی با عجله این اتفاق را نشانه‌ای از تسلیم شدن ایران و پایان انقلاب ضد امپریالیستی‌اش توصیف کنند. در سال ۱۹۹۸، زمانی‌که در غرب رئیس جمهور خاتمی را با گورباچف مقایسه می‌کردند، آیت‌الله خامنه‌ای هشدار داده بود که مک‌دونالد تنها یک همبرگرفروشی صرف نیست، بلکه پیش‌قراولی برای سلطه‌ی آمریکا است. او حتی از مجله‌های تایم و نیوزویک پیش از  فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نقل کرد که چگونه گزارش می‌دادند که فرهنگ و کسب و کار آمریکایی مسکو را تسخیر کرده بود. او نمی‌خواهد تصویر یک ایرانِ تسخیر شده به دنیا مخابره شود.

در سالهای اخیر، آیت الله خامنه‌ای به کرات درباره‌ی حفظ و احیای سبک‌زندگی ایرانی-اسلامی و اهمیتی که به خانواده، کار و تلاش زیاد، قانون‌گرایی، محیط زیست، و کسب علم می‌دهد سخن گفته است. شکی نیست که مراکز خرید بزرگ، کافی‌شاپ‌ها و رستوران‌های فست‌فود بسیاری که در چند سال گذشته در ایران تاسیس شده با چشم‌انداز او سازگاری چندانی ندارد. اما حقیقت این است که او برای جلوگیری از این روندتاکنون دخالتِ عملی نکرده است.

پیامی که او می‌خواهد کشورهای در حال توسعه، بخصوص کشورهای اسلامی، از سوی ایران دریافت کنند بسیار ساده است، اینکه می‌توانید بدون تکیه بر آمریکا، کشوری امن، پیشرفته و مرفه داشته باشید. حضور علنی برندهای خاص آمریکایی در ایران مانند مک‌دونالد پیامی معکوس و غلط خواهد فرستاد.

همان‌طور که رئیس‌جمهور روحانی مدتی پیش در نیویورک تأکید کرد، ایران به شکلی صادقانه درهایش را بر اقتصاد جهانی باز کرده است. اما نمادهای سرمایه‌داری آمریکایی در بازار ایران جایی نخواهند داشت.

وزارت کشور عربستان حکم اعدام شیخ نمر را تایید کرد

وزارت کشور عربستان حکم اعدام شیخ نمر را تایید کرد


محمد بن نایف وزیر کشور و ولی‌عهد عربستان حکمی صادر کرده که بر اساس آن اجرای حکم اعدام شیخ نمر بدون هشدار قبلی امکان پذیر شده است.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، وزارت کشور عربستان با امضای «محمد بن نایف» ولی‌عهد این کشور حکم اعدام شیخ «نمر باقر النمر» روحانی مبارز شیعه عربستانی را تأیید کرده که به معنای مجوز به وزارت کشور برای اجرای حکم اعدام او بدون هشدار قبلی است.

 

«محمد النمر» برادر شیخ نمر که از سوی رژیم آل سعود به اتهام عدم اطاعت از ولی‌امر به اعدام محکوم شده اعلام کرد که دادگاه تجدید نظر و دادگاهی عالی عربستان به وزارت کشور مجوز اجرای حکم اعدام را داده و این مجوز باید دیوان پادشاهی این کشور ارجاع داده شود که «سلمان بن عبدالعزیز» پادشاه عربستان نیز آن را امضا کند.

 

به این ترتیب مانند «علی النمر» برادر زاده شیخ نمر، امکان اجرای حکم اعدام این روحانی سرشناس شیعه بدون هشدار قبلی به خانواده او وجود دارد.

 

پیشتر نیز محمد النمر گفته بود وقتی پادشاه عربستان تصمیم بگیرد حکم اعدام علی را اجرا کند؛ وزارت کشور بدون اینکه به ما اعلام کند دست به این کار خواهد زد به همین دلیل ممکن است در صورت اجرای کم خبر اعدام پسرمان را از تلویزیون، رادیو یا رسانه‌ها بشنویم.

 

در همین راستا «علی الدبیسی» رئیس سازمان حقوق بشری عربستان در اروپا در صفحه توییتر خود نوشته که تصمیم دولت عربستان برای اجرای حکم اعدام شیخ نمر به دستور محمد بن نایف ربطی به سازمان‌های حقوقی این کشور ندارد بلکه یک مسأله کاملا سیاسی است که در سایه در حاشیه بودن ملک سلمان نسبت به پرونده‌های احکام سیاسی و زندانیان عقیدتی صورت گرفته است.

 

وی همچنین پیش‌بینی کرده در پی این اقدام مدافعان حقوق بشر برای دفاع از شیخ نمر فعالیت خواهند کرد و گفت: محمد بن نایف با این کار دولت عربستان را وارد بحران تازه‌ای کرده که دردسرهای پیاپیی برای ریاض دست و پا خواهد کرد.

حمایت 8 برادر ملک سلمان از برکناری او/ پادشاه بعدی هم انتخاب شد

حمایت 8 برادر ملک سلمان از برکناری او/ پادشاه بعدی هم انتخاب شد



به ادعای این شاهزاده معارض سلمان، اکثریت قاطع علما و مفتی‌های سعودی هم از کودتای داخلی که به برکناری سلمان و روی کار آمدن «احمد بن عبدالعزیز» وزیر کشور سابق منجر شود، حمایت خواهند کرد.
یک شاهزاده سعودی در جدیدترین پیش بینی خود درباره جدال درون آل سعود، به روزنامه ایندیپندنت گفت که از 12 پسر زنده بنیانگذار عربستان سعودی، 8 نفر از برکناری سلمان حمایت می‌کنند.

با تداوم جنگ در یمن، کاهش قیمت نفت و فاجعه اخیر در مراسم حج، زمزمه‌های بروز کودتای داخلی در خاندان سعودی قوت گرفته است.

در همین راستا، روزنامه ایندیپندنت به نقل از یک شاهزاده سعودی که پیش تر هم افشاگری‌هایی درباره آل سعود کرده بود، نوشته است که اکنون 8 نفر از 12 پسر زنده بنیانگذار عربستان سعودی از کنار زدن سلمان از قدرت و جایگزین کردنش با برادر 73 ساله او، حمایت می‌کنند.

به ادعای این شاهزاده معارض سلمان، اکثریت قاطع علما و مفتی‌های سعودی هم از کودتای داخلی که به برکناری سلمان و روی کار آمدن «احمد بن عبدالعزیز» وزیر کشور سابق منجر شود، حمایت خواهند کرد.

شاهزاده مورد استناد ایندیپندنت که از نوادگان ابن سعود است، در این باره گفته: «علما و مذهبی‌ها شاهزاده احمد را ترجیح می‌دهند، البته نه همه آن‌ها بلکه 75درصدشان.»

ایندیپندنت با اشاره به اهمیت حمایت علمای دینی عربستان از تغییر پادشاه، نوشته است که انتشار این اخبار از تشدید رقابت‌های درون آل سعود که با روی کار آمدن سلمان آغاز شد، حکایت دارد. فردی که این افشاگری را انجام داده، پیش از این هم دو نامه منتشر کرده بود و در آن‌ها خواستار برکناری سلمان شده بود؛ نامه‌هایی که به گفته خودش از حمایت تعداد زیادی از شاهزادگان سعودی برخوردار است.

برکناری پادشاه سعودی در یک کودتای خانوادگی در عربستان مسبوق به سابقه است. در سال 1964 در رخدادی مشابه، پس از مدت‌ها جنگ قدرت و مخالفت اعضای خاندان سلطنتی با تداوم پادشاهی سعود بن عبدالعزیز، وی مجبور شد قدرت را به برادرش فیصل واگذار کند.

به گفته شاهزاده ناراضی، در حال حاضر رخدادی مشابه در کاخ سلمان در حال وقوع است: «شاه یا مانند ملک سعود کشور را ترک می‌کند و هم در داخل و هم در خارج از کشور محترم می‌ماند یا اینکه شاهزاده احمد ولیعهد می‌شود و کنترل و مسئولیت تمام کشور از اقتصاد، نفت، نیروهای مسلح و گارد ملی گرفته تا وزارت کشور و سرویس مخفی و در واقع همه چیز را، از 0 تا 100، به دست می‌گیرد.»

به نوشته ایندیپندنت، در مدتی که سلمان، که گفته می‌شود مبتلا به آلزایمر است، قدرت را به دست گرفته، نحوه مدیریت وی موجب نارضایتی گسترده شده است. ادامه جنگ در یمن و کشته شدن صدها نفر از حجاج در مراسم حج امسال هم وضعیت را بیش از پیش بحرانی کرده است.

هفته گذشته صندوق بین‌المللی پول هشدار داد در صورتی که عربستان میزان هزینه‌های خود را کاهش ندهد و وضعیت فعلی قیمت نفت ادامه یابد، این کشور تا سال 2020 میلادی ورشکست خواهد شد.

انتصاب محمد بن سلمان به عنوان جانشین ولیعهد و وزیر دفاع و آغاز جنگ یمن توسط وی، موجب بالا گرفتن تنش‌ها شده است. گفته می‌شود که وی در مدتی که این سمت‌ها را به دست گرفته، ثروت و قدرت بسیار زیادی به دست آورده است. شاهزاده ناراضی می‌گوید: «هر سند یا تماسی که قرار است با پدرش گرفته شود، ابتدا باید از کانال او عبور کند.»

ایندیپندنت نوشته است که محمد بن نایف ولیعهد عربستان هم مانند خود سلمان در میان شاهزادگان فاقد محبوبیت است.

احمد بن عبدالعزیز که از او به عنوان جانشین احتمالی سلمان پس از کودتا یاد می‌شود، درون خاندان سلطنتی پرطرفدار است. وی جوانترین فرزند حصه بنت احمد السدیری همسر مورد علاقه بنیانگذار عربستان سعودی است و به مدت 37 سال معاون وزیر کشور بوده است. او 4 سال هم مسئول اماکن متبرکه در مکه بود و در سال 2012 به عنوان وزیر کشور منصوب شد.

وی 5 ماه بعد، آنطور که گفته شد به درخواست خودش، از وزارت کشور کناره‌گیری کرد و با محمد بن نایف که حالا ولیعهد است، جایگزین شد. شاهزاده ناراضی مدعی است که احمد به دلیل ناخرسندی از بدرفتاری با زندانیان سیاسی از این سمت کناره‌گیری کرده است. منبع مورد استناد ایندیپندنت همچنین گفته است که اگر احمد بن سلمان به قدرت برسد، زندانیان سیاسی غیرمرتبط با تروریسم را آزاد کرده و دست به اصلاحات می‌زند.

ایندیپندنت با اشاره به اینکه برکناری سعود از قدرت پس از تنشی چند ساله بین نیروهای مسلح (ارتش، وزارت کشور و گارد ملی) رخ داد، به نقل از شاهزاده سعودی نوشته است: «این نوعی انقلاب داخلی است. ما خواستار اصلاحات اقتصادی و سیاسی، آزاد اندیشه، پاکسازی سیستم قضایی، آزادی زندانیان سیاسی و شریعت درست اسلامی هستیم.»

به نوشته این روزنامه، سفارت عربستان در لندن از پاسخگویی به درخواست برای اظهار نظر در مورد این گزارش خودداری کرده است.