از
ششم فروردین ماه امسال ائتلاف سعودی با کمک ایالات متحده آمریکا حمله همه
جانبهای علیه یمن آغاز کرد تا ارتش ، نیروهای مردمی و انقلاب یمن را به
شکست بکشاند و "عبد ربه منصور هادی" رئیس جمهور فراری را سرکار بیاورد.
ائتلاف سعودی در حملات سنگین هوایی به کمک جنگندههای کلاس " فانتوم " خود تلاش کرد تا زیرساختهای اساسی یمن را که بعضا جنبه نظامی هم نداشتند را نابود کند و در این مسیر حتی به کارخانههای مواد غذایی هم حملاتی را انجام داد.

البته رسانههای وابسته به سعودی از جمله "العربیه" تلاش کردند تا اتفاقات یمن را وارونه جلوه دهند و در تبلیغات خود ارتش و نیروهای مردمی یمن را شکست خورده و ارتش پادشاهی سععودی را فاتح میادین نبرد در یمن معرفی میکنند؛ اما سوال اینجاست که اگر ارتش پادشاهی عربستان در جنگ پیروز شده چرا هنوز با حملات موشکی هدف قرار میگیرد و تاکنون در "نجران" ، "جیزان" و "عسیر" متحمل شکستهایی گردیده است.
تحولات میدانی یمن نشان میدهد هنوز نقاط راهبردی در این کشور در کنترل ارتش و نیروهای مردمی بوده و اخیرا هم پیروزیهای راهبردی در "تنگه استراتژیک باب المندب" گویای شکست ارتش عربستان و ائتلاف وابسته به آنها در جنگ با ملت یمن است.
**هافینگتون پست: ارتش سعودی در یمن شکست خورده است
پایگاه اینترنتی "هافینگتون پست" در یادداشتی نوشت: در سه ماهه گذشته ائتلاف نظامی به رهبری عربستان سعودی، فعالیتهای نظامی خود را افزایش بیسابقهای داده است؛ نیروهای سعودی حملات هوایی خود را به منظور تسلیم کردن شورشیان حوثی در یمن آغاز کردند، اما حوثی ها (نیروهای انصار الله) و اهدافشان همچنان پابرجاست و حتی دامنه نفوذشان تا نزدیکی مرزهای عربستان سعودی توسعه یافته است.
در ادامه یادداشت آمده است: هرچند اقدام نظامی سعودیها علیه یمنی ها تشدید شده است، اما این مداخله تا کنون موفقیت های اندکی در پی داشته و به فجایع سیاسی و انسانی منجر شده است. هافینگتون پست در ادامه می نویسد: با توجه به موانع نظامی و اجتماعی در یمن، معقول تر این بود که دولت عربستان نخست از طرفهای درگیر در یمن درخواست میکرد مذاکره کنند و جنگی را آغاز نمیکرد که احساسات ضدسعودی را تشدید کرده و باتلاقی نظامی و سیاسی برایش ایجاد کند.
در این یادداشت همچنین تصریح شده است: با این وجود تلاشها برای دست یابی به راه حلی دیپلماتیک و پایان دادن به جنگ خونین به خاطر تشدید نبردهای زمینی و هوایی، بی نتیجه مانده است. شکست ائتلاف سعودی برای بازگرداندن "منصور هادی" به قدرت و شکستش در عقب راندن نیروهای انصارالله و در نهایت کاهش ثبات در کشور نشان میدهد، دولت عربستان باید روشهای جایگزینی را برای نجات خودش از مداخله نظامی پیدا کند که تا کنون ناموفق بوده است و برای بدتر کردن اوضاع، اقدامات نظامی سعودیها به جدال قدرت داخلی منجر شد که منطقه را بیش از پیش دستخوش اختلاف کرد. البته در نتیجه این حمله نظامی، فاجعه انسانی بیشتری در شرف وقوع است.
به نظر میرسد پادشاهی سعودی نه تنها نتوانست در یمن به پیروزی برسد ، بلکه تبعات جنگ یمن تا مدتها پس از پایان (البته اگر ارتش سعودی بتواند از باتلاق یمن خارج شود) ، گریبان پادشاه سعودی را خواهد گرفت که یکی از این تبعات احتمال ورشکستگی اقتصادی در 5 تا 10 سال آینده است.
**چند درصد خاک یمن در اختیار ارتش و نیروهای مردمی است؟
لازم به ذکر است بر خلاف ادعاهای رسانهها و مسئولان سعودی، تحولات میدانی یمن آنچنان که مطرح شده نیست و ارتش و نیروهای مردمی یمن در حداقل 8 استان یمن حضور جدی دارند. براساس نقشهای که از تحولات میدانی منتشر شده ارتش و نیروهای مردمی یمن در 11 استان "الجوف"، "صعده"، "عمران" ، "حجه"، "الحدیده"، "تعز"، "اب"، "ذمار"، "صنعا"، "بیضا" و "الضالع" را در کنترل دارند و در برخی مناطق هم حضور جدی همراه با درگیری با ارتش سعودی و نیروهای منصورهادی وجود دارد.

اما طبق نقشه تروریستهای داعش و القاعده و نیروهای منصور هادی (البته با همکاری و حضور و بروز ارتش پادشاهی سعودی) در 6 استان "شبوه"، "مارب"، "لحج" و "ابین" ، "حضرموت"، "المهره" حضور دارند و یا در برخی مناطق درگیر با ارتش و نیروهای مردمی یمن هستند.
البته نقاط زردی که در نقشه وجود دارد محل درگیری دوطرف بوده و هنوز انصارالله و ارتش یمن تغییری جدی در مواضع نظامی خود نداشتند؛ البته در نقاطی که دشمنان در مقابل ارتش و نیروهای مردمی یمن صف آرایی کردند، نیروهای یمنی دوستدار ملت پیشرویهایی را داشتهاند و این پیشرویهای تدریجی کماکان ادامه دارد.
اگر بخواهیم برآوردی بر نقشه یمن داشته باشیم؛ کشوری که قریب به 528 هزار کیلوتر مربع وسعت دارد، می بینیم که از 11 استان این کشور معادل حداقل 30 تا 50 درصد در اختیار ارتش و نیروهای مردمی بوده و یا درگیری برای پاکسازی مناطق (ناحیههای زرد در نقشه) وجود دارد و اگر وسعت کل یمن را در نظر بگیریم 140 تا 265 هزار کیلومتر مربع وسعت تحت نفوذ ارتش و نیروهای مردمی یمن است و پیشرویها برای پاکسازی یمن از تروریسم ادامه دارد.
**شکست نظامیان چند ملیتی در یمن
البته لازم به ذکر است که شکست نظامیان چند ملیتی در یمن در روزهای مختلف جنگ به عینه مشهود بوده و در این زمینه برخی زمزمهها درباره بازگشت نیروهای اماراتی از یمن به کشورشان حکایت دارد و تصاویری هم در این زمینه منتشر نشده است.
علاوه بر این شلیک موشکهای سطح به سطح ارتش و نیروهای مردمی یمن هم کار سعودی ها را سخت کرده و تقریبا دو ماه پیش بود که شلیک موشک "توشکا" (یا "توچکا") نظامیان سعودی، قطری و اماراتی را به هراس انداخته و برخی پایگاههای نظامی سعودی در جنوب عربستان را ملتهب کرده است. یکی از پایگاههای نظامی که تاکنون هدف حملات ارتش و نیروهای مردمی یمن قرار گرفته است پایگاه هوایی "خمیس مشیط" بوده که گزارشهای پروازهای خروجی زمزمههای انتقال تجهیزات این پایگاه هوایی را در جنوب عربستان به گوش میرساند و در این زمینه یک نقشه شماتیک هم منتشر شده است.



به نظر میرسد عربستان سعودی در حمله به یمن بسیار شتابزده عمل کرد و نهایتا منتج به این شد که امروز ستونی از خودروهای نظامی و سربازانش در این کشور در ماههای مختلف از بین بروند و با توجه به مقاومت مردم یمن شکستهای بیشتری در انتظار ائتلاف پادشاهی عربستان است.

وی ادامه داد: وقتی عراق به کویت حمله کرد، امریکا با حضور نظامی، عراق را از کویت بیرون کرد. پس از آنکه عراق در درون خود تسلیم نشد، امریکاییها برای سرنگونی صدام از مداخله نظامی استفاده کردند. به محض آنکه تحولاتی در جهان عرب بهنام بیداری اسلامی یا بهار عربی اتفاق افتاد، همه قدرتها برای مهار این حرکتها وارد عمل شدند و این مهار از طریق مداخله نظامی صورت گرفت تا از این طریق، صحنه بهمریختگی دولتها در این منطقه و گذار از دولتهای دیکتاتوری به دولتهای جدید به وجود براساس آرای مردم را مدیریت کنند.
سوریه به میدان جنگهای نیابتی تبدیل شده است
این تحلیلگر ارشد مسائل منطقهای با بیان اینکه اگر شما نگاهی به تحولات خاورمیانه پس از بهار عربی داشته باشید، به غیر از تونس، مابقی کشورها همه دچار مداخله نظامی چه از طریق مستقیم و چه از طریق غیرمستقیم شدهاند، اظهار داشت: در مصر، محمد مرسی با کودتا نظامی و از سوی ژنرال سیسی و حمایت قدرتهای خارجی به ویژه عربستان و امریکا سرنگون شد. در لیبی، معمر قدافی از طریق مداخله نظامی سقوط کرد. در بحرین هم عربستان با حمایت امریکاییها در اتفاقات داخلی این کشور مداخله کرد. در یمن حوادثی به وجود آمد که منجر به حمله نظامی عربستان به این کشور با حمایت و تمایل غربیها شد. در سوریه نیز وقتی حرکتهایی صورت گرفت منجر به مداخله ترکیه و عربستان و حمایتهای مالی قطر شد و حرکت داخلیای که در سوریه رخ داده بود به میدان جنگهای نیابتی از سوی کسانی که فکر میکردند سوریه حوزهای برای امنیت یا نفوذ آنها است، تبدیل شد.
علایی با یادآوری شرایط کنونی سوریه تصریح کرد: سوریه در شرایط کنونی دچار چنین شرایطی شده است که در این راستا، شاهد مداخله امریکا از طریق ترکیه و عربستان هستیم و این مسئله منجر به واکنش روسیه در این باره و حضور نظامی در این کشور شده است. اما چرا روسیه در این بازه زمانی در خاورمیانه حضور نظامی یافته است؟
وی ادامه داد: پس از فروپاشی شوروی و نظام دو قطبی، امریکاییها برای ایجاد نظم نوین جهانی نیاز داشتند تا تمام ساختارهای روسی حاکم در دولتهای خاورمیانه را از بین ببرند و به سمتی حرکت کنند که نه تنها فروپاشی شوروی باعث به قدرت رسیدن مجدد روسیه شود بلکه روسیه کنونی نیز در حد یک قدرت منطقهای باقی بماند و از امکان بالقوه تبدیل شدن به یک ابرقدرت و قدرت جهانی که بتواند برای امریکا و غرب چالش ایجاد کند، جلوگیری کنند.
روسیه برای امریکاییها همچنان برزگ و مهم است
این استاد دانشگاه با بیان اینکه روسیه برای امریکاییها همچنان برزگ و مهم است، خاطرنشان کرد: امریکاییها معتقدند که روسیه همچنان باید مهار شود. در سالهای اخیر هم مسئله مهم این بوده است که سپر دفاع موشکی امریکا در کدام یک از کشورهای منطقه و اطراف سوریه مستقر شود. بنابراین مهار و مدیریت روسیه برای امریکاییها از اهمیت بسیاری برخودار است اما روسیه پس از خیزش مردم در کشورهای عربی دچار یک انفعال استراتژیک و یک بیعملی شدند و این بیعملی، منجر به سرعت پایگاه نفوذ تاریخی این کشور در منطقه را از دست بدهد.
علایی با بیان اینکه پس از اشغال عراق و فروپاشی حزب بعث، روسیه با سیاستی همراه شد که دست امریکاییها را برای مداخله نظامی در این کشور باز گذاشت تا آنجا که امریکا برای عراق حاکم نظامی انتخاب کند، ابراز داشت: دولت عراق از زمانی که حزب بعث بر سرکار آمد، یک دولتی با ساختار روسی در این کشور حاکم کرد و امریکاییها با اشغال این کشور و استقرار حاکم نظامی به صورت عمدی ساختارهای باقی مانده از جنگ سرد را از بین بردند. آنها در اولین اقدام ارتش بعث عراق را منحل کردند. وقتی ارتش در یک کشور منحل میشود عملا به معنای پایان نفوذ کشوری است که آن ارتش را به وجود آورده است.
وی با تاکید بر آنکه اگر ساختار ارتش عراق باقی میماند، آن ارتش در آینده همیشه گرایش به سوگیری به سمت کشور مادر را داشت، یادآور شد: در آن زمان انتقاداتی مطرح میشد مبنی بر آنکه امریکایی در انحلال ارتش اشتباه کردهاند زیرا ممکن است آنها در آینده توان مقابله با ناامنی را نداشته باشند اما امریکایی عمدا این اقدام را انجام دادند و با یک برنامه، ارتش عراق را منهدم کردند زیرا این ارتش ساخته و پرداخته و مولود روسها بود.
این فرمانده ارشد اسبق سپاه با اشاره به اقدامات دیگر امریکا در حمله به کشورهای دیگر بیان کرد: در لیبی هم وقتی ناتو به رهبری امریکا به این کشور حمله کرد، در یکی از بمبارانهای خود، تمامی زیردریاییهاییهای روسی لیبی را از بین بردند در حالی که این زیردریاییها در سرکوب مردم و در قدرت قذافی در مقابله با مردم نقشی نداشت. در واقع ناتو و امریکا با این اقدام، ساختار روسی حاکم در لیبی را از بین برد و با سقوط قذافی، مابقی ساختارهای باقی مانده از شوروی سابق همگی از بین رفت. به یکباره، روسها از خواب بیدار شدند یا این حس را پیدا کردند که باید بساط خودشان را در خاورمیانه جمع کنند زیرا کار آنها در این منطقه تمام شده است.
تلاش امریکا برای تنگ کردن حلقه حصار روسیه
علایی با بیان اینکه تمایل به روسیه نسبت به امریکا در افکارعمومی کمتر وجود دارد و روسها جاذبهای برای مردم کشورها ندارند، عنوان کرد: پس تنها حوزه نفوذ آنها محدود به همان دولتها و ساختارهایی است که از سوی آنها ایجاد شده است. آنها فهمیدند که اگر سوریه نیز مانند لیبی و عراق شود، روسها محدود به حوزه جغرافیایی خود میشوند و امریکاییها هم در این حوزه اقداماتی را برای تنگتر کردن حلقه حصار گسترش دادهاند. تحولاتی که در گرجستان را بیتردید همگان بیاد دارند و آخرین اقدام نیز در اکراین صورت گرفت که روسها قدرت خود در این منطقه را از دست دادند. بنابراین انگیزه لازم از سوی روسها برای حل مسائلشان با امریکا از طریق نظامی در سوریه به وجود آمده است و از طرفی، آنها در منطقه جغرافیایی خودشان درگیر مسائلی هستند که در آینده چالشهای مهمی را با امریکا خواهند داشت.
وی اضافه کرد: با این فرض روسها اقدامی برای حفظ منافع ملی خودشان انجام دادهاند تا از این طریق بتوانند با امریکاییها گفتوگو کنند زیرا اگر آنها در این باره مداخله نظامی انجام نمیدادند مجبور به گفتوگو با امریکا در خصوص اکراین و حوزه نفوذ جغرافیاییشان میشدند ولی اکنون در سوریه حضور دارند در خصوص مسائل بزرگتری با امریکا رایزنی و معامله خواهند کرد.
اولین تهدید ایران کشورهای همجوار هستند
این تحلیلگر ارشد مسائل منطقهای با طرح این سوال که امنیت ملی ایران را چه مسئلهای تهدید میکند؟ بیان کرد: تصور من در پاسخ به این سوال آن است که مهمترین چیزی که امنیت ایران را در طول 50 سال گذشته تهدید میکند، کشورهای همجوار است. در رژیم گذشته، تهدید اول ایران کشورهای همجوار بودند و بعد از تشکیل جمهوری اسلامی ایران، عراق به ایران حمله کرد. اکنون نیز مهمترین تهدید ایران که ممکن است اجرایی شود از سوی همسایگان است.
علایی با تاکید بر آنکه باید دانست کشورهای همسایه قدرت و توان حمله و درگیری نظامی با ایران را ندارند، گفت: مهمترین تهدید از سوی آنها، این است که در چنین کشورهایی بیدولتی یا دولتهای ضعیف حاکم شود. این بیدولتی مبنای ظهور گروههای تروریستی هستند که امکان بهکارگیری آنها توسط قدرتهای رقیب مانند امریکا وجود دارد؛ مانند داعش و سایر گروههایی که در سوریه در حال جنگیدن هستند. از این دیدگاه، یکی از تهدیدهای مهم علیه امنیت ملیمان نداشتن دولت در کشورهای اطراف ایران یا دولتهای ضعیفی است.
اسرائیل هر اقدام عملی علیه ایران را انجام میدهد
وی با اشاره به اسرائیل اظهار داشت: چه بخواهیم و چه نخواهیم، اسرائیل تهدید اول خود را ایران میداند و جمهوری ایران هم تهدید اول خود را اسرائیل میداند. اسرائیل هر اقدامی علیه ایران را عملی بداند، انجام میدهد مانند ترور دانشمندان هستهای که داخل خاک ایران صورت گرفت. بنابراین مهمترین اقدام برای اسرائیل آن است که دولت در سوریه و لبنان به گونهای شکل بگیرد که این دولتها، نه تنها همسو با ایران نباشند بلکه با جمهوری اسلامی ایران نیز زاویه داشته باشند زیرا فضا را برای اجرای اقدامات اسرائیل فراهم میسازنند.
این کارشناس ارشد مسائل بینالمللی ادامه داد: دولتها در سوریه و لبنان و عراق باید دولتهایی باشند که با ایران یا همسو باشند یا آنکه غیرهمراه با اسرائیل و تن به خواستههای اسرائیل ندهند و اسرائیلیها بر آنها نفوذی نداشته نباشند. حتی کشوری مانند ترکیه برای ایران بسیار خطرناک است زیرا به محض تفاهم با امریکا و اسرائیل، فضای هوایی ترکیه تحت اختیار امریکا و اسرائیل خواهد بود.
امریکا معتقد به مدیریت ایران است
علایی با بیان اینکه بعد از کشورهای همجوار و اسرائیل تهدید بعدی ایران، امریکا است، تصریح کرد: معتقد به مدیریت ایران هستند و این مدیریت را از هر روشی مجاز میدانند. مهمترین روشی هم که از سوی آنها صورت گرفته است، مسئله تحریم بوده است.
مداخله نظامی، امنیتزدا است
وی با یادآوری اینکه اصولا مداخله نظامی، امنیتزدا است و استقبال از هر مداخله نظامی در هر کجای دنیا برای امنیت ملی همه کشورها خطرناک است، خاطرنشان کرد: مداخله نظامی که از زمان اشغال کویت توسط عراق صورت گرفت تا به امروز، ناامنی در منطقه را توسعه داده است و از نظر من، داعش و گروههایی از این قبیل، ساخته و پرداخته حمله به عراق هستند. این گروهها رو به گسترش هستند که در بدو تشکیل، مدیریت شده به وجود میآیند ولی پس از تشکیل، از مدیریت خارج میشوند.
این فرمانده اسبق سپاه تاکید کرد: هیچ کس شکی ندارد که القاعده توسط امریکاییها درست شد ولی هیچ کسی هم شک ندارد که این القاعده بود که به برجهای دو قلو در نیویورک حمله کرد، هرچند در ایران بسیاری بر روی این مسئله شک و ابهام دارند ولی من در این باره تردیدی ندارم. من شکلی ندارم داعش با مدیریت و حمایت امریکا به وجود آمده است ولی اکنون این قدرتها بر روی آن مدیریتی ندارند و حتی عربستان و قطری که به آنها پول میدهند و ترکیهای که داعشیها را آموزش میدهند، امروز داعش در مدیریت کامل آنها نیست.
نقش قطر در آزادسازی سربازان سپاه از دست داعش
علایی با اشاره به گروگانگیری سربازان سپاه توسط داعش در سالهای قبل ابراز داشت: به یاد دارید در اوایل بحران سوریه، اتوبوسی از بچههای سپاه برای زیارت به سوریه سفر کرده بود و 48 نفر از سپاهیان به دام داعش افتادند که ما آنها را از طریق قطر آزاد کردیم. اگر قطر بر روی داعش نفوذ نداشت، افراد ایرانی نیز آزاد نمیشدند پس آنها نفود دارند ولی این نفوذ به آن معنا نیست که برنامهریزی برای حمله به پاریس تحت مدیریت قطر، عربستان و ترکیه است.
وی با اشاره به حوادث تروریستی پاریس بیان کرد: بدبینانهترین تحلیل آن است که اتفاقات پاریس برای یک اقدام بزرگ در خاورمیانه از نظر برنامهریزی از سوی امریکا و اروپا است ولی من فکر میکنم لازم نیست اینچنین تحلیل کرد زیرا توسعه تروریسم داعش پای همه کشورها را درگیر این موضوع میکند.
کردها در سیاست خارجی روسیه نقش مهمی را ایفا نمیکنند
این استاد دانشگاه در پاسخ به این سوال که نگاه روسیه به بازیگری چون کردها در تحولات آتی خاورمیانه چیست؟ عنوان کرد: کردها در سیاست خارجی روسیه نقش مهمی را ایفا نمیکنند و این امریکاییها و اروپاییها هستند که برای کردها نقش مهمی را قائل هستند و کردها نیز با کمک امریکا و اروپا امیدوار به تشکیل دولت کردی هستند و شاید براین اساس گفت روسها از ابزار کردها استفاده نکرده و نمیکنند.
ایران باید به شلیک موشک از خرز اعتراض میکرد
علایی در پاسخ به این سوال که آیا شلیک موشکهای روسیه از خرز به سمت سوریه تهدیدی برای ایران محسوب نمیشود؟ تاکید کرد: عبور موشکهای روسیه به شدت به ضرر ایران بود زیرا حضور عبور هواپیماها را ناامن کرد. ما در دو سال اخیر تلاش کرده بودیم که نشان بدهیم فضای ایران امن است و به همین خاطر، عبور هواپیماهای خارجی از فضای ایران دو برابر شده بود و این یک درآمد ارزی برای کشورمان ایجاد کرده بود. از سوی دیگر، فضای ایران نسبت به عراق، افغانستان و شمال و جنوب ایران برای پروازهای عمومی امنتر بود و بالافاصله با این اقدام، فضای ایران ناامن جلوه داده شد و بسیاری از شرکتهای بینالمللی هواپیمایی فضای عبوریشان را از عراق و ترکیه تغییر دادند و فضای منفی علیه ایران شکل گرفت. ایران نباید اجازه این کار را به روسیه میداد و باید نسبت به این اقدام اعتراض میکرد و اکنون نیز نباید اجازه چنین کاری را به روسیه دهد.
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر آنکه آیا سرمایهگذاری ایران در خصوص سوریه، سرمایهگذاری اشتباهی نبوده است؟ گفت: از دست رفتن سوریه، به معنای افتادن حکومت به دست عربستان و ترکیه و همچنین امریکا و در نتیجه، گسترش حوزه عمل اسرائیل تا مرزهای ایران است پس ایران چارهای ندارد تا تهدید را از خود دور کند.
این استاد دانشگاه افزود: ایران باید این احساس را میکند رها کردن دولت فعلی سوریه، سپردن حکومت به دست کسانی است که توسعه تروریسم را به دنبال میآورد و از سوی دیگر، موجب افزایش امنیت اسرائیل میشود. همچنین عدم موفقیت ایران در سوریه موجب ناامنی دو حوزه نفوذ دیگر ایران یعنی عراق و لبنان نیز خواهد شد.
آیت الله صدیقی در خطبههای نماز جمعه تهران با اشاره به صحبت های رئیس جمهور درمراسم افتتاحیه نمایشگاه مطبوعات عنوان کرد: ایشان مطالبی گفتند که نیش داشت. قرآن کریم به پیامبر (ص) می فرماید از چه کسی دفاع می کنید و به چه کسی حمله می کنید؟ کسی که در راس دستگاه اجرایی است و بعد از رهبری عالی ترین مقام را دارد باید عصبی برخورد نکند و نیش دار صحبت نکند. ادبیاتش باید طوری باشد که مومن شاد کن باشد. حیف است که یک نفر نسبت به بیگانگان خیلی رعایت ادبیات را بکند اما در حمله به خودی ها و مومنین و متدینین و خدمتگزاران جور دیگری صحبت کند.ایشان در حصار جریان قرار بگیرد حیف اش است. این نوع ادبیات را هم ما در شان یک رئیس جمهور نمی بینیم.
وی همچنین با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری در جمع روسای دانشگاه ها، گفت: ایشان مطالب کلیدی، کاربردی، تربیتی و اجرایی را خطاب به روسای دانشگاه ها بیان کردند. باشد که حرکت و تنبه و تاثری در دانشگاه ها ببینیم و دانشگاه ها از رکود به بالندگی برسند.
او ادامه داد: در مورد علوم دانشگاه ها باید جهت گیری شود. قرآن کتابی است که همه چیز در آن وجود دارد . دانشگاه های ما باید رنگ قرآن بگیرد . در کلاس شیمی ،فیزیک، پزشکی و هستهای باید خدا دیده شود. دانشگاه ها باید اسلامی باشد نه به این معنی که همه طلبه شوند و عمامه سر بگذارند، بلکه همه باید به خدا نزدیک و خدامحور شوند.
خطیب نماز جمعه این هفته تهران با تاکید بر مسأله فرهنگ در دانشگاه ها اظهار کرد: در دانشگاه های نظام جهادی، ولایی و قرآنی که این همه شهید خونشان را برای نظام دادند روسای دانشگاه ها برای نماز جوان ها، جدا کردن صف دخترها و پسرها که ارتباطات نامشروعی نداشته باشند، پوشش زن ها و دختران چطور می خواهند فرهنگ سازی کنند؟ تشکیل اردوهای مختلط کار فرهنگی است؟ این فرهنگ شیطانی و آمریکایی است. دانشگاه های ما باید نمازشب پرور باشد.
او تاکید کرد: در دفاتر نمایندگی ولی فقیه و روحانیونی که با دانشگاه ارتباط دارند فی الجمله خبرهای خیلی خوبی وجود دارد؛ ولی چند درصد دانشجوها در مسجد حضور پیدا میکنند؟ چند درصد از دخترها بچه مسلمان هستند؟ چقدر درباره این مسائل در مدیران دانشگاه ها حساسیت می بینیم ؟ در حاکمیت دین و ولایت فقیه چقدر در دانشگاه های ما کار شده است؟ روی این مسائل باید فرهنگ سازی شود. انقلاب ما انقلاب خونین شهیدان و انقلاب نائب امام زمان (عج) است. انقلاب فقاهت است. دانشگاه ما باید در طراز اسلام و قرآن باشد.
صدیقی همچنین تصریح کرد: پژوهش محوری باید یکی از مسائل مهم باشد و فقط به مسائل سطحی که نمره ای بیاورند، توجه نشود. نیازسنجی، انطباق رشته ها با کشور خودمان باید مورد توجه قرار گیرد. این همه فارغ التحصیل بیکار، مگر میشود در جامعه ای که سراسر کوچه هایش نیاز و خلاء است بگوییم اینها کار ندارند؟ این جور آنها را تربیت نکرده ایم که کار بلند باشند و کار کنند.
او در ادامه اقتصاد مقاومتی را نسخه شفابخشی عنوان کرد که وابستگی به بیگانه را قطع میکند و درون زا است.
وی افزود: عده ای از اقتصاد لیبرالیستی به نوا می رسند؛ رانت خورها و کسانی که از راههای مختلف پول در می آورند، در آمد و شدی که بعد از این با کمپانی های اروپایی و آمریکا برقرار میشود چه کسانی ضرر میکنند و چه کسانی سود میکنند؟ اقتصاد مقاومتی عدالت محور است و به فکر پابرهنهها و جنوب شهری هاست. به فکر اینهاست که الان هم بچه هایشان در سوریه دارند از ما دفاع میکنند. اگر دفاع و شهادت آنها نبود ما نمی توانستیم اینجا با امنیت نماز جمعه بخوانیم.
صدیقی تاکید کرد: دانشگاه کانون پرورش مدیران کشور است. اگر هر روز درگوشه ای یک خرابی می بینیم، ریخت و پاش های آنچنانی می بینیم و پرونده های میلیاردی تشکیل میشود، گیر فرهنگی دانشگاه هاست. مرحوم سید محسن امین جبل آملی گفته بودند من بچه هایی تربیت کردم که اگر به دریای لجن بیفتند دامنشان آلوده نمی شود. ما انسان های خود باور متکی به خدا و قرآن تربیت کنیم که نگران این نباشیم اگر امان نامه ای از جانب ابن زیاد آمد دستشان را بالا کنند بلکه به اینها اعتنا نکنند و از استکبار نفرت داشته باشند و آنها را حقیر وکوچک بدانند.
خطیب نماز جمعه این هفته تهران بخش دیگری از صحبت های خود را به مسأله سوریه اختصاص داد و گفت: روزی بعضی ها نق میزدند که ما را چه به سوریه ؟چرا در آنجا هزینه کنیم؟ بعدها هم عده ای می گفتند که باید بشاراسد برود ولی رهبری هم در حمایت از سوریه و هم حفظ بشاراسد از ابتدا خط را نشان دادند. آدرس درست پیروزی مقاومت را ارائه کردند و حتی بعضی از کشورهای مرتجع که در این زمینه پافشاری داشتند عقب نشینی کردند.
او تاکید کرد: ما در مسأله سوریه به چند نکته تاکید داریم یکی حفظ تمامیت ارضی سوریه است و دوم مبارزه جدی با تروریست هاست که باید به قدری ادامه پیدا کند که ریشه تکفیری ها و داعش و النصره هم در سوریه و هم در منطقه کنده شود. نکته دیگر اینکه ما آراء مردم را محترم می دانیم. این مردم هستند که پس از خاموش شدن آتش ترور و ناامنی درمیان اشخاصی که بشاراسد هم یکی از آنها است و قهرمانانه سنگر را حفظ کرد، یک نفر را انتخاب میکنند.
صدیقی از کشته شدن هشت شیعه در افغانستان و بی تفاوتی دولت افغانستان به این مسأله نیز انتقاد کرد و عملکرد سازمان ملل در یمن را مورد انتقاد قرار داد.
او گفت: دبیر کل سازمان ملل گفته که اقدامات انسان دوستانه ای در یمن انجام مید هند اما اف بر این سازمان که هشت ماه است دارند کودک کشی میکنند و تروریست ها را تقویت میکنند. آدم کشی معلول ضعف است ، معلول اقتدار نیست.
خطیب نماز جمعه این هفته تهران در ادامه با اشاره به دستگیری "نزارزاکا" عنوان کرد: او هم در ایران و هم در لبنان ماموریت راه اندازی شبکه مجازی اجتماعی با اهداف امریکایی را داشت و از سرنخ های نفوذ بود. او دستگیر شده و به اخذ دلارها و اهداف شوم اش اقرار کرده است . عده ای هم در کنار او دستگیر شدند و این مسأله ای که آقا در مورد نفوذ تاکید کردند صحیح است. نفوذ خیلی خطرناکتر از جنگ است. درجنگ آقایان رجایی و بهشتی رابه شهادت رساندند، ولی یک وقت با نفوذ فکر یک رئیس جمهور را تغییر میدهند و تصمیم او را مطابق میل آمریکا انجام میدهند و نخبگان ما را تحت تاثیر قرار میدهند و بدون هزینه ما را قشون خود قرار میدهند.
صدیقی در بخش دیگری از صحبت های خود گفت:بعضی مواقع در گوشه و کنار مسأله کشف حجاب دیده میشود که خانمی پشت رول بدون هیچ پوششی مثل زمان رضاخان و آدم هایی که قانون و دین در مملکتشان نیست نشسته است . ماموران نیروی انتظامی هم بخشنامه و هم مصاحبه کردند. برخورد با این جرایم مشهود وظیفه قانونی پلیس است و اینکه بعضی از بانوان غافلند و نمی فهمند که کارشان دشمن شاد کن است و راهی است که استکبار برای ما صاف میکند. مبارزه با قرآن ، مبارزه با آیات قرآن است. او نمی داند یا نمی خواهد بداند یا در خانواده به او یاد ندادند ، ممکن است کسانی هم هستند که پول می گیرند که ناهنجاری کنند و این مسائل را عادی کنند. اگر کسی حساس نباشد و مامورین و مردم به وظیفه قانونی خود عمل نکنند این سیل همه خانواده ها را می برد.