دوهفته نامه باختر زمین

سیاسی،اجتماعی،فرهنگی،اقتصادی وورزشی

دوهفته نامه باختر زمین

سیاسی،اجتماعی،فرهنگی،اقتصادی وورزشی

دلیل اسلام هراسی در اروپا چیست ؟از آزادی تا آوارگی راه زیادی نیست

دلیل اسلام هراسی در اروپا چیست ؟

از آزادی تا آوارگی راه زیادی نیست


سمیه نوظهوری// کارشناس ارشد‌مطالعات منطقه ای

برای وارد شدن و بحث در مورد اسلام‌هراسی در اروپا ابتدا نیاز به بررسی و پرداختن به ریشه‌های این مقوله است. این نوشته در‌صدد است ‌با بهره‌‌گیری از پیشینه و اسناد تاریخی، به واکاوی ریشه‌های فکری و تاریخی جریان اسلام‌گرایی و اسلا‌م‌هراسی در اروپا بپردازد. نگاهی به تاریخ رخدادهای اروپا پس از جنگ جهانی دوم نشان می‌دهد این قاره هرگز در طول این سال‌ها اینقدر دستخوش ناامنی و وحشت نشده بود که در یکی، دو سال اخیر با این موج حملات تروریستی‌ روبه رو بوده است.
قبل از هر چیز برای پرداختن به موضوع اسلام‌هراسی در اروپا در گام نخست باید به ریشه‌های افراط‌گرایی و شروع موج‌های ستیزش با اروپائیان پرداخت. نخستین جریان مربوط به اعدام عمر‌مختار در لیبی توسط ارتش ایتالیا بود. 
عمرمختار تا پایان سال 1931 سربازان فاشیست به رهبری موسولینی که قصد داشتند لیبی را ضمیمه خاک ایتالیا کنند را ناکام گذاشت اما وی بلافاصله پس از دستگیری توسط این نیروها اعدام شد. با کشته شدن عمر‌مختار در لیبی که به منزله یک قهرمان واقعی در این کشور بود، موجی از نفرت ‌بین مردم لیبی و سایر کشورهای آفریقایی که مستعمره کشورهای اروپایی بودند ایجاد شد.جریان دوم، دستگیری و شکنجه جمیله بوپاشا، انقلابی اسطوره‌ای نهضت آزادیبخش الجزایر در برابر استعمار فرانسه بود. وی زمانی‌که زندانی بود، به وسیله آتش سیگار، شوک الکتریکی و... شکنجه شد و وحشیانه مورد آزار قرار گرفت. پس از قرارداد اوویان (Evian) در سال ۱۹۶۲ که به استعمار فرانسه پس از ۱۳۰ سال پایان داد و فرانسه مجبور شد جنگ استعماری در الجزایر را متوقف سازد‌ این کشور استقلال خود را بازیافت و جمیله بوپاشا که ابتدا به اعدام محکوم شده بود، از زندان آزاد شد. جمله معروف او در زندان فرانسوی‌ها این بود: «‌هنگامی ‌که خلق اراده زندگی می‌کند سرنوشت باید به او بگوید چشم. شب‌های تاریک باید رخت بربندد و زنجیرها باید از هم بگسلد...
اما اکنون با گذشت سالیان از این حوادث که توسط اروپاییان در مستعمراتشان رقم خورده مسلمانانی که در اروپا زندگی می‌کنند اغلب کسانی هستند که یا مهاجرت کرده‌اند‌ یا حتی در آنجا متولد شده‌اند. وقتی به یاد می‌آورند که اروپائی‌ها با آنها چه کردند با یک تضاد زندگی می‌کنند این مساله با جنگ عراق و سوریه تشدید شد. با آوارگی لیبی و عراق و سوریه یک اتحادیه اسلام‌گرایی ‌علیه اروپا شکل گرفته‌ و به نظر می‌رسد ادامه‌دار هم خواهد بود. بازتاب تاریخی که بین مستعمرات اروپایی در خاورمیانه بود امروز کسانی است که به این کشورها پناهنده شده‌اند یا در آنجا متولد شده‌اند. 
«ژرژ فرناندز دیاز» وزیر کشور اسپانیا در یک سخنرانی اظهار داشت: «‌حدود 3000 شهروند اروپایی به گروه‌های خاورمیانه پیوسته‌اند که از این تعداد 80 درصد آنها فقط به داعش ملحق شده‌اند. آمار کشته‌شدگان ناشی از عملیات تروریستی از سال2000 تا سال 2014 پنج‌برابر شده و گروه‌ها و سازمان‌های تروریستی که مسئول دو‌سوم عملیات تروریستی جهان بودند، به ترتیب عبارتند از داعش، بوکوحرام، القاعده و طالبان.
در سال 2013 سهم کشورهای صنعتی از حملات تروریستی و آمار قربانیان آن فقط پنج درصد کل این حملات بود و 25 درصد این حملات را افراد معروف به «گرگ‌های تنها» انجام می‌دانند که در واقع کسانی بودند که داوطلبانه افراط را در پیش گرفته و عملیات تروریستی را بدون ارتباط با گروه‌های تروریستی انجام دادند و دقیقا نکته مورد توجه همین آمار است که این افراد دارای چه پیشینه و تبار خانوادگی هستند و متعلق به کدام قشر هستند که دست به چنین عملیات مرگ‌باری می‌زنند. بسیاری از این افراد حتی به گروه‌های تروریستی ملحق می‌شوند زیرا بسیاری افکار خود را همسو و هم‌جهت با اهداف این گروه‌ها می‌یابند سپس دست به عملیات خرابکارانه و کشتار می‌زنند.
در 11 و 15 مارس سال2012حملات پراکنده یک گروه افراطی وابسته به القاعده به تولوز (فرانسه) موجب جان باختن هشت نفر شد.محمد مراح، جوان فرانسوی الجزایری تبار و مظنون اصلی حملات زنجیره‌ای در شهرهای تولوز و مونتوبان فرانسه پس از بیش از ‌30ساعت محاصره آپارتمانش توسط پلیس، کشته شد. در سال 2012 که اولین شهروند فرانسوی به عضویت داعش درآمد، این گروهک تروریستی نقشه عملیات تروریستی را در اروپا طراحی کرده بود.پس از آن معلوم شد بیشترین اعضای اروپایی داعش به ترتیب از فرانسه، انگلیس و آلمان هستند. در 22مارس گذشته (سوم فروردین) دو انفجار مهیب فرودگاه ««اونتیم» در بروکسل پایتخت بلژیک را لرزاند. ساعتی بعد از این انفجار نیز یک انفجار دیگر در یکی از ایستگاه‌های قطار شهری بروکسل به وقوع پیوست.
انفجار در فرودگاه بین‌المللی بروکسل به‌عنوان بزرگترین فرودگاه بین‌المللی بلژیک که سالانه به 23میلیون مسافر خدمات ارائه می‌دهد‌، در حالی صورت گرفت که نیروهای امنیتی بلژیک چند روز پیش از آن «صلاح عبدالسلام»، یکی از مغزهای متفکر حملات تروریستی پاریس را دستگیر کردند. مقامات بلژیک در آن زمان گفتند عبدالسلام در حالی دستگیر شد که نقشه چندین حمله تروریستی در بروکسل را طراحی کرده بود.
انفجاری دیگر در فرودگاه و متروی بروکسل بیش از 30 کشته و 187 زخمی ‌برجا‌گذاشت. اندکی پس از حمله خونین در شهر نیس‌فرانسه یک مهاجر افغان 17 ساله با تبر به مسافران یک قطار در شهری ‌در آلمان حمله کرده و چهار نفر را مجروح کرد. همچنین در پی آن یک پناهجوی سوری 27‌ساله پس از آنکه پلیس مانع ورود او به یک جشنواره موسیقی در شهر انسباخ شد، وسیله انفجاری که در داخل کوله‌پشتی خود داشت‌ را منفجر کرد‌؛ انفجارهایی که بروکسل پایتخت اتحادیه اروپا را به لرزه در آورد و بر اثر آن ده‌ها نفر کشته و زخمی‌ شدند و موجی از وحشت را در تمام شهرهای بلژیک و پایتخت سایر کشورهای اروپایی به وجود آورد‌. 
انفجار در بروکسل اولین مورد از این حوادث نبود و آخرین آن نیز نخواهد بود بلکه گزارش‌های اطلاعاتی غربی از احتمال ادامه سریال خونین خبر از احتمال رخ دادن حوادث تروریستی شخص‌محور می‌دهند و نکته دیگر تخمین دقیق هزینه‌های سرسام‌ آور وبی‌سابقه نهادهای اطلاعاتی و امنیتی در اروپاست، اما به نظر می‌رسد با وجود رقم‌های نجومی ‌این هزینه‌ها در مبارزه با تروریسم نهادهای مزبور در حمایت از شهروندان خود در مقابل شری که تمام دنیا به‌ویژه اروپا در معرض تهدید آن قرار گرفته است، به‌شدت ناکام مانده است. در یک نتیجه‌گیری کلی باید گفت: «کشورهای غربی نباید فراموش کنند 30‌درصد نسل امروز جمعیت این کشورها مهاجران آفریقا‌یی‌تبارانی هستند که در اروپا زندگی می‌کنند یا متولد شده‌اند اما گذشته پررنج اجداد خود را از ستمی ‌که کشورهای استعماری اروپا بر سر آنان آورده است هرگز به فراموشی نخواهند سپرد. عمرمختار و جمیله بوپاشا هنوز قهرمانان آفریقایی‌تبارانی هستند که امروز‌30 درصد جمعیت اروپا را شامل می‌شوند.» چ
ندی پیش نوشته‌ای را خواندم که در این مقاله قابل ذکر است کسی‌ که طناب دار بر گردن صدام انداخته نوشته بود صدام یک‌بار مرد اما وقتی جنگ و در بدری و آوارگی ملتم را می‌بینم روزی هزار بار می‌میرم. کاش آن طناب را برگردن خود می‌انداختم...
هستند امروز کسانی که وقتی عکس معمرقذافی را می‌بینند نمی‌توانند اشک‌های خود را از دیگران پنهان کنند. مردم دنیا به‌خصوص غربی‌ها اخبار این کشورها را گوش می‌کنند یا می‌بینند اما در خرابه‌های این کشورها زندگی نمی‌کنند یا آواره نشده‌اند، درد را باید احساس کرد، نباید از رسانه‌ها فقط شنید. کشورهای غربی میلیاردها دلار خرج می‌کنند تا من شرقی به‌خاطر آزادی و دموکراسی با پای پیاده از سرزمینم کوچ کنم و با هزاران درد به‌جای آزادی آواره‌نشین شوم.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد